Tuesday, December 1, 2015
سوگندنامه بقراط یا نفرین مردم
خبری در سایت عصر ایران خواندم مبنی بر اینکه یک مهندس کامپیوتر خود را پزشک معرفی کرده و در یک درمانگاه در تهران مشغول به کار شده است. این خبر از دو جهت برایم خنده دار بود یک اینکه مهندس کامپیوتر کجا و پزشکی کجا و دوم اظهار نظر رییس درمانگاه در مورد نحوه پی بردن به قلابی بودن این فرد. آقای دکتر رییس درمانگاه چنین می فرمایند:
"در این مدت چندین‌بار از او خواهش کردم مدارک پزشکی خود را ارائه دهد، اما هر بار، به بهانه‌های مختلف موضوع را به زمانی دیگر موکول می‌کرد تا اینکه در چندین نوبت و با طرح شکایت تعدادی از بیماران مبنی بر بهبود ‌نیافتن و برطرف‌نشدن بیماری‌شان، به نحوه عملکرد درمانی این فرد مشکوک شدم.  سرانجام در تماس مدیر داروخانه‌ای که از دوستانم است، متوجه شدم در چندین نوبت دکتر محمدحسن فاتحی‌نیا اقدام به ارائه نسخه‌های دارویی به بیماران خود کرده که این نسخه‌ها با اعتراض پرسنل داروخانه مواجه است. نهایتاً در شرایطی که به پزشک ‌بودن این شخص مشکوک شده بودم، تصمیم گرفتم موضوع را به پلیس اطلاع دهم تا آنها به تحقیق از این شخص و بررسی مدارک اقدام کنند."
من از همین جا از این پزشک متعهد که به خاطر بهبود نیافتن بیماران به نیروی زیر دستش شک کرده تشکر می کنم و از داروخانه هم که به نسخه ها معترض بوده نهایت تشکر را دارم چون باعث شدند که من احساس کنم اپسیلون شرافتی در بین پزشکان ایرانی وجود دارد. تا پیش از این وقتی صحبت از پزشکان ایرانی می شد با خودم یک جمله را تکرار می کردم "گاو در مقابل این عزیزان افلاطون هست." امروز با خودم گفتم گاو در مقابل این عزیزان کمتر افلاطون است.
دوست عزیز مدیر درمانگاه منطقه جوادیه تهران پارس، مگر تا امروز بعد از مراجعه به پزشک در آن کشور کسی بهبود هم پیدا کرده که شما می فرمایید بیماران شاکی بودند که بهبود نیافته اند؟ مگر بیماران عزیز شما تا امروز برای یک سرماخوردگی ساده 3 یا 4 بار خدمتتان نرسیده اند که این بار معترض بر عدم بهبودشان هستند؟ حافظه من به خاطر نزدیک به یک دهه دوری از کشور یاری نمی کند یا پزشکی آن مملکت در طی 8 سال کودتای احمدی نژاد و شرکا دچار انقلاب درونی شده است؟ از کدام درمان صحبت می کنید وقتی توان بر طرف کردن یک سرماخوردگی ساده را هم ندارید؟ از کدام بهبود صحبت می کنید وقتی نسخه های اشتباهاتان پیر و جوان و کودک را راهی قبرستان کرده است؟ این شما نیستید که شمار اشتباهاتتان در اتاق عمل به جک تبدیل شده است؟ از جا گذاشتن پنس در شکم بیمار و... از کدام بهبود صحبت می کنید وقتی بیمار به موش آزمایشگاهی دانشجویان پزشکی در اتاق عمل تبدیل می شود؟ از چه شرافتی صحبت می کنید وقتی به خاطر چک های برگشت خورده تان یک بیمار فلاکت زده سرطانی را بی دلیل راهی اتاق عمل می کنید؟ از کدام قسمت احساسات انسانیت این خزعبلات تراوش کرده که خود و شرکایت را منفورتر از پیش نزد مردم می کنید؟ با شما هستم که اگر کسی نزدیک محدوده تان بشود به مانند این بخت برگشته مثلاً به خاطر دفاع از انسانیت و جان انسان ها او را به مانند جانی در مقابل دوربین ها قرار می دهید که گویی مثل خودتان در بیمارستان ها رابطه جنسی با همکاران داشته است. انگار نه انگار که روزی ده ها بیمار را در بیمارستان با اشتباهاتتان راهی قبرستان می کنید. شاید استفاده از اشتباه هم مختص شما باشد و بقیه حق اشتباه ندارند. مگر شما کی هستید جز یک مشت خونخوار؟
آن داروخانه محترم که صدایش برای نسخه اشتباه پزشک قلابی در آمده یادش نبود که بگوید فروش بدون نسخه دارو و در صدر جدول ترامادول و استامینوفن و آنتی بیوتیک با مردم چنان کرده که دیگر آنتی بیوتیک های مصرفی دام هم بر بدن ایرانیان اثر نمی کند؟ یادش نبود که بگوید برای سود بیشتر هر دارویی که مردم می خواهند را بدون نسخه در اختیارشان می گذارد؟ رگ غیرت و انسانیت آن داروخانه محترم چگونه فقط در این مورد باد کرده و در آستانه ترکیدن بوده است؟ در بقیه موارد عشق هست اسکناس؟ آقای دکتر کمتر برای مردم فیلم بازی کنید، لطف کنید این پانتومیم مسخره را تمامش کنید.
هم شما خوب می دانید هم مردم که درآمد شما فقط از عمل های جراحی صوری نیست بلکه نسخه های بی دلیل، فروش داروهای قاچاق از سوی داروخانه های مورد قراردادتان و فرستادن بیماران به فیزیوتراپی، سونوگرافی و ام آر آی های بی علت هم جزیی از درآمد شماست. شما با شرافت های جامعه که فقیر و پولدار را تیغ می زنید فراموش نکنید ما می دانیم داروخانه ها و مراکز عکس برداری و... همه به شما درصد می دهند. اینکه می فرمایید حتما از فلان داروخانه دارو تهیه کنید یا به به فلان مرکز عکس برداری بروید جهت صلاح ما نیست عارض هستم خدمتتان که خر خودتان هستید ما شعور داریم ولی به رویتان نمی آوریم. 
یک مورد دردآور برایتان مثال می زنم یکی از خویشاوندان نزدیک من در ایران برایم تعریف کرد که پدرش به بیماری ALS دچار شده بود و در مراجعه به پزشک تشخیص افسردگی داده شده و برایش قرص سیتالوپرام تجویز شده بود به نوعی که بیمار که در ابتدای این بیماری به سر می برد به بی تعادلی دچار شده و به درو دیوار برخورد می کرد. بعد از 60 روز مراجعه بعدی به آقای دکتر علیرضا رضایی آشتیانی ایشان با وقاحت تمام می فرمایند لطفاً وی را به تهران ببرید بعد از رفتن به تهران آقایان پزشکان اعلام می کنند وی به مهلک ترین بیماری سیستم عصبی یعنی ALS دچار است که تشخیص آن برای یک گاو هم ممکن بوده چه برسد به یک پزشک ظاهراً متخصص مغز و اعصاب. این بیمار فوت کرد نه از تشخیص اشتباه بلکه به خاطر کشنده بودن بیماری اش ولی ضربه روحی که دوستان من از این فاجعه خوردند برای کسی که با این شرایط روبرو نشده قابل درک نیست. این خویشاوند نزدیک من بیش از یک سال و اندی هست هر روز از عذاب وجدان این افتضاح پزشکی بر مزار پدرش نعره می زند اما شرافت شما کجا خوابیده بود آقای دکتر رضایی آشتیانی؟ دریغ از یک معذرت خواهی، دریغ از یک غلط کردم ساده و دریغ از یک ذره انسانیت!
من برای جامعه پزشکی متاسفم که این گونه سوگندنامه بقراط را به لجن کشیده و بر خود هم می بالد. من برای سیستم آموزش پزشکی متاسفم که در آن ایجاد رابطه جنسی در بیمارستان با پزشکان و پرستاران یک اصل اساسی و یک هدف برای دانشجویانش شده و این عزیزان بیش از آنکه از پزشک شدن خوشحال باشند از فراهم شدن زمینه سکس در بیمارستان ها با همکاران پزشک و پرستارشان خوشحالند. در برابر بی تفاوتی تان در قبال بیمار، سرنوشتش، مرگ و زندگی اش متاسفم. من به این جامعه پزشکی تف هم نمی کنم چه رسد به احترام.
آقای دکتر هاشمی وزیر محترم بهداشت شما که به خاطر ضربه خوردن به این فاحشه های مرد و زن به خاطر پخش سریال درحاشیه مهران مدیری با عالم و آدم درگیر شدید به من پاسخ دهید تشخیص ALS آیا با تشخیص افسردگی مشابه هست؟ شما که نه نظام پزشکی تان نه دادگاه هایتان حریف این مفاسد نمی شوند و هر کسی شکایتی دارد مطمئن هست با شکست و پیروزی آن پزشک در دعاوی همراه می شود به من بگو فریاد مردم باید چگونه از دست این اوباش به گوش دنیا برسد؟ سریال توقیف می شود، شکایت به جایی نمی رسد، پزشک بر مردم می تازد، بیمار در مقابل پزشک حقیر شمرده می شود، پزشک جیب بیمار را خالی می کند، پزشک بنا بر اخبار خودتان از طریق اورژانس ها بیمار دزدی می کند، چرا نمی گذارید صدای آبروریزی این افراد به گوش دنیا برسد؟ این حاشیه امنیت برای چیست؟ این ها بیشتر زحمت می کشند یا کارگر بدبختی که 6 ماه سال حقوق هم نمی گیرد و زیر آفتاب داغ اهواز و عسلویه در پروژهای نفتی مشغول تامین بودجه برای اختلاس شما حکومتی هاست؟ اگر امروز هم دستتان به بیماران معترض برسد چنان صدایشان را در هم می شکنید که گویی آنها مقصرند که بیمار شده اند.
اینها چند خط را نوشتم تا یادتان باشد که اگر در مطب های آذین شده تان مردم را ساعت ها پشت درب نگه می دارید، اگر مردم گفتمان بی شرمانه تان با خانم منشی که گویا بعد از ساعت کاری شغلش عوض می شود و مسئول رفع مشکلات روحی شما می
شود را می بینند و دم نمی آورند از لال بودن و گاو بودنشان نیست از نداشتن فریاد رس هست. نوشتم تا یادتان باشد ما گاو نیستیم شما که انتقام سال های طولانی درس را از مردم می گیرید به یاد داشته باشید حال که مطب هایتان را به تجارت خانه تبدیل کرده اید و می خواهید مزد آن سال ها را از مردم فلاکت زده ایران تیغ بزنید افرادی هم هستند که زبان دارند و بر شما جانیان خرده خواهند گرفت. نمی توانید زیر نقاب شعور و شخصیت پنهان شوید من بهتر از هر کسی می دانم پزشکان ایرانی اگر نقابشان را بردارند از لاشخورها هم کمتر هستند.
 آقا و خانم دکتر، همین. بله با شما هستم آقا و خانم دکتر. این یک صدای بیدار است که آرامتان نخواهد گذاشت. من به جای شما به سوگندنامه بقراط قسم می خورم در هر نقطه ای از دنیا که باشم آبروی نداشته پزشکان داخل ایران را بر باد خواهم داد.


پی نوشت:
 من مراتب عذرخواهی خود را به آن دسته از پزشکان سالمی که سالم کار می کنند تقدیم می کنم که متاسفانه در حاشیه این جانیان قرار دارند و بدنامی اینها دامن این عزیزان را گرفته است. من از این تعداد معدود و انگشت شمار عذر می خواهم.
web counter
Temp: BY Milad (Miloe)