Monday, February 27, 2012
تعطیلی نود در شب حضور انتصابیون
ایران در آستانه دو سناریو قرار دارد انتصابات مجلس و انتصاب رئیس فدراسیون فوتبال. باید پذیرفت که فوتبال در تمام دنیا به عنوان یک صنعت پر درآمد شناخته شده و متاسفانه جمهوری ولایت فقیه عقب افتاده، همچنان از این صنعت بی بهره است. دلیل آن را می توان دخالت های مستقیم دولت و بیت خامنه ای در امور ورزش به مانند سایر قسمت ها دانست. بیش از 6 سال حاکمیت صددرصدی خامنه ای بر کشور تحت ریاست جمهوری احمدی نژاد آنچنان ضربه مهلکی در دامن ورزش زده که تمام تلاش فدراسیون ها حفظ شرایط قبلی است و از دست نرفتن گذشته است و نه برنامه ریزی برای آینده.
در کشتی صدای یزدانی خرم در آمد و احمدی نژاد آن گونه که خود یزدانی گفت برکنارش کرد. در فوتبال برکناری دادکان و رئیس شدن علی آبادی سناریو شکست خورده ای بود که احمدی نژاد در گفتگو های رسانه ای اش شکست آن را با بنگاه خواندن فیفا و دخالت های در امورد داخلی ایران اعلام کرد.
شکست های مفتضحانه در صحنه ورزش به خصوص ورزش پرطرفدار فوتبال و وحشت دولت را از پاسخگویی به جامعه تا جایی پیش برد که احمدی نژاد از انتخاب وزیر ورزش امتناع می کرد. اصولا فردی مثل احمدی نژاد که همه چیز را می خواهد تحت نظر داشته باشد مستقل بودن هیچ اداره، سازمان یا سندیکایی را بر نمی تابد چه می خواهد خانه سینما باشد چه فدراسیون فوتبال.
در کشوری که خامنه ای یاغی گرانه خود را قدرت مطلق جا زده و یه هیچ وجه پاسخگوی انتقادات هم نیست پیدایش سیستم جدیدی از دیکتاتوری را شاهد هستیم که تا به امروز در هیچ نقطه ای از دنیا دیده نشده است. اصولا حکومت های توتالیتر آزادی را می گیرند و نان را به مردم می دهند، در ایران همه چیز را می گیرند و پاسخی هم نمی دهند. از پارازیت روی ماهواره ها، قطع ایمیل ها، فیلترینگ افسار گسیخته که گوگل را هم بی نصیب نگذاشته، پایین بودن سرعت اینترنت، شنود مکالمات تلفنی و کنترل پیامک ها، تعطیلی کارخانه ها و اخراج کارگران، گرسنگی و بالا رفتن شدید قیمت ها، بازداشت و شکنجه مخالفین و حالا برکناری روسای فدراسیون ها و دخالت مستقیم در انتخاب روسا.
ماجرای انتصاب رئیس فدراسیون فوتبال هر روز جالب تر می شود. در حالی که هر سه کاندید مورد حمایت وزارت ورزش هستند اما به نوعی به مردم قبولانده شده که اینها مستقل هستند. حسین قریب کاندیدی است که واضح هست از وزارت ورزش بیرون آمده است اما ماجرای کفاشیان و عزیز محمدی هم جالب شده است. کفاشیان که اصولا عروسک خیمه شب بازی سازمان تربیت بدنی بوده و حالا هم نوکر دست بسته وزارت ورزش است مصاحبه می کند و می گوید رای می آورم و من هستم. اصولا کسی نمی گوید مگر شما اجازه هم دارید بدون خواست آقایان باشید؟ اصلا شما اندازه ی مستقل بودن هستید؟ عزیز محمدی هم که مایلی کهن بیمار روانی ورزش را در پشت خود می بیند اعلام کرده مستقل هست و تا آخر هم می ماند. آقای عزیز محمدی آن کسی که شما را از سپاه تا فدراسیون فوتبال آورده خودش می داند که شما به کجا وابسته هستید و اصولا مگر می شود مستقل هم باشید؟ از نظر من شانس او برای ریاست فدراسیون بسیار بالاست. این بازار گرمی وزارت ورزش در آستانه انتصابات مجلس دیگر برای هر کودک ایرانی هم قدیمی شده و بهتر هست خامنه ای و احمدی نژاد سطح شعور مردم را با سنگ ترازو شعور خودشان نسجند. همه می دانند هر سه این افراد مورد حمایت وزارت ورزش بوده و بدون خواست اینها هیچ کسی اجازه نامزد شدن ندارد.
تنها نکته مهم در این مسائل این است که علی رغم اینکه وزارت ورزش می داند دستش رو شده و حنایش بی رنگ حتی به خود زحمت پاسخگویی را نمی دهد و وزیر ورزش تعاونی هم گفته کار کار فتنه گران است! این دقیقا همان سیستم دیکتاتوری است که توضیح دادم دیکتاتور به هیچ وجه پاسخگو نیست و مردم را در اندازه ای نمی بیند که پاسخگو باشد. تلفن حسین جلالی رئیس سابق فدراسیون دوومیدانی را در حال صحبت با برنامه نود قطع می کنند تا نگوید شب قبل از انتصابات فدراسیون تماس هایی گرفته شده که اعضای مجمع به چه کسی رای بدهند تا ماست مالی کردن قطع شدن تلفن با فشار به جلالی. کسی هم پاسخی برای قطع تلفن ندارد. از وحشت اینکه نامزدهای ریاست فدراسیون فوتبال حرفی بزنند که وزارت ورزش ضایع تر از این بشود برنامه نود را تعطیل می کنند و پاسخی هم ندارند. این دیکتاتوری مطلق است و در در چنین حکومت وحشی و انسان ستیزی به هیچ وجه انتخابات معنی ندارد و در یک کلام واژه انتصابات لایق حکومت وحشی و رهبر وحشی تری مثل خامنه ای هست. گماردن افراد وابسته به دولت به عنوان مدیر باشگاه های بزرگ مثل پرسپولیس و استقلال و ورود افراد وابسته به رحیم مشایی مثل حسین هدایتی به باشگاهی مثل پرسپولیس از جمله پروژه های کنترل مطلق ورزش در دست دولت است.
پروژه ی حذف عادل فردوسی پور یکی از مهم ترین و امنیتی ترین پروژه های وزارت اطلاعات خامنه ای هست. حمایت های مردمی از فردوسی پور و پر طرفدار بودن برنامه او یکی از دلایلی هست که رژیم را در حذف یکباره او به مانند فرزاد حسنی به دردسر انداخته است. شکایت های افراد فاسد مورد حمایت رژیم مثل شهردار بندر عباس که در اختلاس و دلالی در تیم شهرداری بند عباس نقش اول را ایفا کرده تا سردسته مافیای فوتبال ایران، خشایار محسنی، دروغ پراکنی در مورد دستمزد فردوسی پور و انتقادهای برنامه ریزی شده از او در سایت های وابسته به اویاش دولتی همه و همه از جمله پروژه ای هست که برای حذف عادل در جریان است. در آینده نه چندان دور شاهد تعطیلی کامل برنامه نود و حذف از صحنه فوتبال و فراری دادن او از کشور یا حذف فیزیکی او با عنوان تصادف یا مریضی یا هر چیزی دیگری خواهیم بود.
در آخر فقط یک کلام به خامنه ای و دولت می گویم مردم را مثل خودتان الاغ فرض نکنید.
web counter
Temp: BY Milad (Miloe)