Tuesday, January 3, 2012
پرسپولیس تیم بی دفاع
علی رغم تمام افتضاحاتی که در طی دو سال گذشته به خصوص شش ماه اخیر توسط باند کاشانی برای پرسپولیس اتفاق افتاد به نظر می رسد این تیم تحت مدیریت رویانیان و تیم او روزهای آرام تری را سپری می کند. پرسپولیس را باید گنج یا یک میدان نفتی عظیم دانست که بسیاری برای رسیدن به آن چشم دوخته اند. مدیریت این باشگاه کم از وزارت و ورود به دولت ندارد. متاسفانه علی رغم اینکه رویانیان تمام تلاشش را می کند عده ای با حمایت پدر خوانده لمپنیزم در ورزش یعنی حبیب کاشانی همچنان به این باشگاه می تازند. باند کاشانی به مانند کشتی طوفان زده برای رسیدن به آرامش هر کار می کند و در این راه ابزارهایی را هم در اختیار دارد. علی فتح الله زاده خویی، محمد مایلی کهن مهرداد میناوند از جمله سردستگان این باند هستند. باید یک به یک اقدامات آنها را توضیح دهم:
علی فتح الله زاده خویی مدیر استقلال و هیئت مدیره این تیم ( به خصوص شخص فرزامی) با استفاده از پول های باد آورده ای که در اختیارشان است علاوه بر شروع یک جنگ روانی علیه رویانیان و باشگاه پرسپولیس و این سوال که رویانیان پول از کجا آورده است اقدام به دخالت در امر جذب بازیکنان مورد نظر تیمی کرده اند که با برنامه ریزی کاشانی برای سقوط به لیگ یک بسته شده بود و بعد از برملا شدن داستان، وزارت ورزش به اجبار دست به تقویت این تیم زده است.
فتح الله زاده با دست گذاشتن روی بازیکنان مورد نظر پرسپولیس از آغاز فصل کمک شایانی به کاشانی برای انجام ماموریتش کرد. او با رقم های نجومی بازیکنانی که کاشانی به دروغ و برای آرام کردن افکار عمومی با آنها مذاکره می کرد را جذب کرد و حتی در این بین مربی مورد نظر پرسپولیس یعنی مایکل هنکه را هم جذب کرد.
او در نیم فصل هم از کار ننشست و با مذاکره با شکوری، پولادی و هوشیار اقدام به جذب آنها کرد اما ناموفق بود. او بعد از عدم موفقیت در این بازی و بازنده دیدن خود اقدام به پیشنهاداتی مبنی بر عدم فروش این بازیکنان به پرسپولیس کرد و حتی حاضر شد بازیکن عراقی خود را به عنوان پیشکش به کرمانی ها بدهد تا پولادی را به پرسپولیس ندهند.
او در تماسی با فیروز کریمی مربی شاهین بوشهر از وی خواست تا مانع آمدن شکوری به پرسپولیس شود و قول جبران هم به او داد.
او پس از جلسه با مجتبی جباری و اجازه گرفتن از او برای نگه داشتن یا خروج کرار جاسم از لیست استقلال به این نتیجه رسید سوگولی تیمش موافق ماندن او نیست و در این اوضاع سعی کرد تنها از کرار جاسم به عنوان یک ابزار استفاده کند او که یکبار بازی معاوضه او با پولادی را باخته بود حاضر شد بدون هیچ درخواستی او را به کرمانی ها بدهد تا پولادی را در تیم رقیب نبیند. این تنها یک حربه مدیریتی برای ضعیف ماندن پرسپولیس نبود و این یک بخش از ماموریت کاشانی بود که فتح الله زاده مامور انجام شده است. در این اوضاع و احوال امروز زارع قائم مقام پرسپولیس شخصا به کرمان سفر کرد تا بازی را به نفع پرسپولیس به اتمام برساند اما همچنان مساله انتقال پولادی در گروه تصمیمات باندهای قدرت است و مسئولین کرمانی مانده اند به کدام سو متمایل شوند که خودشان ضرر نکنند. به نظر می رسد فتح الله زاده و باندش باید بیشتر روی تیم خود و حاشیه هایش تمرکز کنند تا رسیدن به ماموریت دیگران. تیم استقلال که با رفتن مجیدی نشان داد اوضاع مدیریتی اش چندان مناسب نیست بیش از هر چیز نیاز به آرامش دارد که متاسفانه مدیریت کم فهم این تیم متوجه آن نیست.

میلیون ها تومان از ثروت کشور طی چند فصل اخیر در جیب بازیکنان عراقی رفته و این بازیکنان که با هدف انتقام از ایران و ایرانی و تنها با هدف غارت باشگاه ها وارد کشور شده اند هر فصل علاوه بر بی نظمی ها فراوان و ایجاد حاشیه های بزرگ در اوایل فصل تیم هایشان را رها کرده و به عراق باز می گردند و دوباره به تیم دیگری در ایران منتقل می شوند هوار ملا محمد (بعد از اخراج از پرسپولیس به دلیل بی نظمی به استقلال و بعد از آن به ذوب آهن رفت) و کرار جاسم مشتی نمونه خلوار آقای فتح الله زاده بهتر نیست به جای گیر دادن به پرسپولیس و رویانیان برای جذب بازیکن بیشتر دقت کنید در فکر بازگرداندن دلار های بی زبان که این روزها قیمتشان خجالت آور شده باشید.
هشتصد میلیون تومان به کرار پرداختید آیا کافی نیست؟ این همان بازیکنی بود که اول فصل گفتید بمب را ترکانده اید و بهتر از علی کریمی است حالا چرا می گویید عصبی است وباید برود اگر شما می خواهید برود چرا می گویید باید پول ها را پس بدهد؟ اگر خودش نمی خواهد برود چگونه چنین درخواستی دارید؟ تا به کی می خواهید مردم فریبی کنید؟ تا به کی شعور مردم را دست کم می گیرد و به اندازه شعور خودتان می پندارید؟ محض اطلاع کرار امروز در مصاحبه فارس گفت از کسی عذرخواهی نکرده و خودش می خواهد از استقلال برود. فتح الله زاده که بمبش ترقه هم از کار در نیامده برای سرپوش گذاشتن بر شکستش می گوید من می خواهم برود. نه آقاجان خودش می خواهد برود.
سالهاست شما فله ای خرید می کنید و در تمام این سالها چیزی جز بدهکار کردن استقلال نصیب این تیم نکرده اید. بس نیست؟ از کدام کانال برای نابودی استقلال آمده اید؟ کی می خواهید از گذشته درس بگیرید آقای دکتر دانشجوی دانشگاه های معتبر فرنگستان!!! به جای اینکه کنجکاو باشید مدیریت پرسپولیس از کجا پول آورده شما بگویید برای جذب تیموریان، رحمتی و... چقدر هزینه کرده اید و این پول از کجا آمده و چرا در اختیار پرسپولیس نبوده است؟

اما یک فرد معلوم الحال و جیره خوار دیگر که متاسفانه باعث ننگ خانواده پرسپولیس هم هست کسی نیست جز محمد مایلی کهن. او که به سبب بیماری روانی شدید دائما علاقه دارد در صدر توجه باشد با هر ترتیبی سالهاست دوست دارد توجه سایرین را به خود جلب کند در مورد او یک مثال را از یکی از مدیران قدیمی پرسپولیس شنیدم که می گفت او برای آمدن نامش در خبرگزاری ها حاضر است همسرش را لخت کند و به نمایش بگذارد. با این اوضاع احوال او این حرف کم بیراه هم نیست. مایلی کهن از جمله روان پریشانی است که شمار افرادی که او با آنها درگیر بوده دیگر قابل شمارش نیست. معروفترین آنها امیر قلعه نویی، مجید جلالی، افشین قطبی، علی دایی، رویانیان، سردار زارع، حمید استیلی، مصطفی دنیزلی، فیروز کریمی، علی فتح الله زاده و...بودند او در مورد بسیاری هم لجن پراکنی کرد از جمله اسون گوران اریکسون سرمربی سابق تیم ملی انگلیس.
او که تحت حمایت مستقیم احمدی نژاد و نزدیکانش است به شدت به دنبال تیم می گردد تا بار دیگر بساط خود و فریاد شیران منشی همیشگی رفتارهایش را پهن کند تا دوباره حرافی و حرافی را آغاز کند. علی دایی یک بار او را تا غلط کردن برد و او با گریه از علی دایی عذرخواهی کرد. مایلی کهن از وضعیت روانی مناسبی برخوردار نیست و باید تحت درمان قرار گیرد متاسفانه همه به جای اینکه برای فرستادن او به تیمارستان اقدام کنند در صدد شکایت از او هستند او مشکل روانی شدیدی دارد و باید تحت درمان باشد و دادگاه ها نباید از او انتظاری داشته باشند. او جنون آنی دارد و رفتارهایش تحت کنترل نیست او باید بستری شود و تحت درمان قرار گیرد. او با یک اس ام اس و در خفا قصد داشت سرمربی پرسپولیس شود اما وقتی دید اوضاع مناسب بازگشتش نیست و با توجه به نابودی تمام تیم هایی که او مربی شان بوده کسی موافق بازگشت او نیست به یکباره به رویانیان و زارع حمله کرد و اسطوره فوتبال کشور و بازیکن سابق و با کلاس جهانی ایران یعنی علی دایی را هم بی نصیب نگذاشت و هر آنچه لایق خودش و اطرافیانش بود را نثار اینها کرد. او که از جمله بی ادب ترین و مبتذل ترین افراد حاضر در فوتبال ایران بوده متاسفانه شبیه بسیاری از آقایان دائما دم از خدا و پیغمبر هم می زند. متاسفانه با حمایت احمدی نژاد هیچ وقت هیچ دادگاهی نتوانست در مورد وی رای صادر کند و دائما از او حمایت می شود. رکیک ترین الفاظ را به کار می برد، توهین میکند، تهمت می زند و تحقیر میکند آقای حجت الاسلام علی رضا علیپور آیا وقت آن نیست او را منشوری و از فوتبال محو کنید؟ اکبر میثاقیان را به خاطر سیلی زدن به بازیکن دو فصلی روانه لیگ یک و البته خانه نشین هم کردید چرا با مایلی کهن چنین نمی کنید؟ چه کسی پشت اوست افشا کنید.
ماجرای التماس او به رویانیان برای مربی گری پرسپولیس جالب است. مازیار ناظمی در وبلاگ خود داستان جالب و جدیدی را منتشر کرده که مربوط به دعوای منازعه فعلی پرسپولیس بین مایلی کهن و مدیران تیم است:
ظاهرا سردار رویانیان هنگام سفری به کیش به همراهان می گوید شنیدم مایلی کهن وضع مالی خوبی نداره ! چه خوبه از او در پرسپولیس استفاده کنیم که فریاد همراهان بلند می شود آقا این چه حرفیه، کی گفته وضع مالی ایشان بده، دست بر قضا مدیر عامل سایپا هم در همان طیاره حضور داشته و به سردار میگه طبق قرارداد در این مدتی که سرمربی ما بودند ۵۰۰ میلیون تومان تقدیمشان کرده ایم! ولی بازهم سردار احساسی و مهربان میگوید حالا یه زنگی بزنیم و احوالی بگیریم ، تلفن مایلی زنگ میخورد و سردار شروع می کند، آقا چطوری، کجایی شما، این تیم به حمایت معنوی شما بزرگان نیاز دارد و با چند تا تعارف دیگه! قصه را از ديد خودش تمام مي كند... بعد از ساعتی اس ام اسی ( پيامك قديم ) از حاجی می رسد به دست سردار که همین الان در سایت ها آمده بود می خواهید با اریکسون سوئدی برای سرمربیگری وارد گفت وگو شوید بهتره بدونید این آدم مشکلات اخلاقی دارد ، در کجا موفق نبوده و ... ولی اگر پرسپولیس را به من بدهید این تیم را تکان می دهم، بازی استقلال را می برم و ... باز همان همراهان میگن بفرما آقا ، گفتیم زنگ نزن ! ...و این ماجرا با بیانیه مايلي كهن و دادگاه و غیره ادامه دارد.
مایلی کهن خود را پیغمبر معصوم می داند و بقیه را مفسد فی الارض. مشخص نیست به اعتبار کدامین افتخار اینگونه می تازد. او به نامزد قطبی و مشکلات اریکسون و ... خرده می گیرد و و آبرویشان را می ریزد آن وقت دم از مسلمانی می زند. این هم از نوع همان بگم بگم های آقای احمدی نژاد در مناظره با موسوی است دیگر.
بازیکنانی در پرسپولیس بودند که بزرگ و با غیرت بودند مثل فرشاد پیوس ولی هیچ وقت ادعایی نداشتند. او از کدامیک بیشتر عرق ریخته از کدامیک بیشتر افتخار دارد که اینگونه سخن می گوید؟ آیا دست های پشت پرده ای برای کوک کردن او در جریان است؟ باید گفت بله باند کاشانی برا تخریب رویانیان و بازگشت دوباره یکی از خودشان به قدرت این روزها هرکاری می کند از جمله استفاده از این اوباش.
مجتبی هاشمی از ورزشی نویسان ایران هم در مورد او می نویسد:
باز هم بيانيه؛ باز هم توهين و تحقير و هتاکي؛ باز هم پرده دري با بدترين الفاظ ممکن؛ و باز هم محمد مايلي کهن. حالا ديگر مثل روز روشن است که مايلي اين اعتراض ها را به عشق جنجال هاي بعدي مطرح مي کند. شکايت و جوابيه که هيچ، حتي همين يادداشت انتقادي هم براي اين مربي خانه نشين در حکم توجهي است که نثارش مي شود و از شادي سيرابش مي کند. امروز ديگر توجه کردن به حرف هاي اين مرد، بزرگترين خيانتي است که مي توان در حق او روا داشت اما چاره چيست؟ ساکت هم نمي توان نشست.
محمد مايلي کهن مصداق بارز «نقض غرض» است. زماني که به جنگ «فوتبال ناپاک» مي رود اين کار را با «جملات ناپاک» انجام ميدهد. وقتي براي امير قلعه نويي بيانيه صادر مي کند و او را لمپن مي خواند از الفاظي بهره مي گيرد که روي تمام لمپن هاي تاريخ فيلم فارسي را هم سفيد مي کنند. و حالا هم دعوايش با علي دايي را با به کار بردن سخيف ترين ادبياتي که سراغ داريم تا حد دعواهاي کودکستاني پايين مي برد. و جالب اينکه به تمام اين دعواها هم رنگ و بوي ارزشي مي دهد و اصرار دارد باور کنيم دغدغه اش امور معنوي است نه اميال دنيوي!
مورد آخر، بزرگترين اشتباه (بخوانيد بزرگترين گناه) مايلي کهن است که هر موجود بي زباني را به فرياد مي آورد. مربي سابق علي دايي، هنوز به دعواي کشدارش با اين شاگرد سابق که 15سال پيش کليد خورده است ادامه مي دهد اما اصرار دارد اين دعواي کهنه و خاله زنکی را در زير مجموعه دعواي «مستضعفين» و «مستکبرين» طبقه بندي کند!
او متخصص اين است که وقتي با مديران غيرورزشي بر سر اينکه «کي پرسپوليسي تر است؟» وارد دعوا مي شود پاي پيرزني که در ميدان ترهبار ميوه هاي لهيده جمع مي کند را هم وسط بکشد و اصلا به اين نکته فکر نکند که گودرز با شقايق هيچ نسبتي ندارد! شايد استاد حق دارد بابت عرق هايي که براي باشگاهش ريخته طلبکار باشد، همانطور که مجتبي محرمي و عباس کارگر هم حق دارند. منتها آنها تلفظ درست کلمه «بيت المال» را بلد نيستند. آنها بازيکن فوتبال بوده اند نه داعيه دار ارزش هاي شرعي و مذهبي.
امروز سوالها از مايلي کهن اين است: آيا همين ارزش هايي که از آن حرف مي زنيد ايجاب مي کنند به بدترين شکل آبروي شخصي افراد را هدف بگيريد؟ اينکه با طرف هاي دعوايتان از «سرجهازي همسرانشان» حرف بزنيد دقيقا مطابق با همان ارزش هايي است که به آن باور داريد؟ اينکه ادعا کنيد مديران پرسپوليس خرج ماه عسل مصطفي پاشا را پرداخت کرده اند چطور؟ يعني اگر در اين يادداشت هم به جاي انتقاد از شخص شما از نزديکترين افراد خانواده تان نام برده مي شد يک کار ارزشي و خداپسندانه انجام شده بود؟
آقاي مايلي کهن؛ اينکه فرزندان ما شما را به عنوان يک مربي فوتبال در کشور مي شناسند و نمي شود حرفهايتان را با برچسب «18+» از جلوي چشمانشان سانسور کرد، الحق که سرشکستگي بزرگي است براي ما، و سنگ بزرگي در پيش پاي تربيت آنها! کم کم داريم ياد سکانس معروف آژانس شيشه اي مي افتيم و جمله تکاندهنده عباس، درست همان جايي که دعواي کله گنده ها اوج مي گرفت: «بابا خجالت بکشين! مردم دارن نگاهتان مي کنن!»
گمان می کنم در مورد او کافی باشد با توجه به مشکلات روانی اصولا از یک مجنون انتظاری هم نمی رود در آخر در مورد او بگویم او عباس فخر آور ورزش است.
به بحث لیدرها و چماق بدستانی برسیم که رویانیان چندی پیش مقتدرانه و مفتضحانه آنها را حذف کرد. آنها در زمان کاشانی ابزار دست او و حقوق بگیر باشگاه بودند آنها اعمالی چون کتک کاری با بازیکنان، آب جوش ریختن روی لپ تاپ قطبی، ایجاد درگیری در باشگاه و ورزشگاه ها، کتک کاری با علی دایی را انجام می دادند و کاشانی از آنها همواره به عنوان سد دفاعی خود در برابر مشکلات استفاده می کرد گویا خون آنها سرخ تر از سایر هواداران میلیونی پر طرفدار ترین تیم آسیا بود. بعد از قطع جیره شان توسط رویانیان به دنبال جنجال در ورزشگاه ها و انجام ماموریت نیمه تمام کاشانی هستند این عده بی سواد و سابقه دار بوده و همگی از جمله اراذل و اوباش به نام تهران هستند.
اما حاج جبیب مظلوم هم مثل همیشه با سیاست هیمشگی کنار نشسته و می گوید من بی گناهم و خبر ندارم اما آقای کاشانی دست شما برای همه رو شده و حنایتان دیگر رنگی ندارد بس کنید و برای آنکه از اندک آبروی باقیمانده مراقبت کنید بهتر است آرام باشید. اما از برنامه جدید او برای تخریب باشگاه بگویم: پس از آنکه باشگاه پرسپولیس یک طرفه قرارداد اسپانسری بانک شهر را فسخ کرد و به نوعی اعلام کرد کاشانی همه پول را به جیب زده و درحساب باشگاه سه هزار تومان پول است خبر از شکایت بانک شهر رسید زارع قائم مقام مدیر عامل پرسپولیس سریعا اقدام کرد و مانع از شکایت شد اما کاشانی با اعمال فشار بر بانک شهر و شهرداری تهران (به سبب عضویت در شورای شهر تهران) باردیگر پرونده شکایت را به جریان انداخت. او حتی خط داده از پرسپولیس به فیفا شکایت شود تا بلکه به آرزویش برسد و اگر پرسپولیس در نیم فصل موفق شد با کسر امتیاز مانع موفقیت تیم شود. آقای کاشانی برای ما که شما را خوب می شناسیم و در میان دوستانتان هم دوستانی داریم دیگر فیلم بازی نکنید باید بگویم این بازی را هم از قبل باخته اید.
اما در مورد مهرداد میناوند هم باید بگویم شما بهتر است به جای وضعیت دنیزلی نگران فیلم های منتشر شده و منتشر نشده خودتان و افتضاحاتتان در دوبی باشید. در قسمت بعدی صحبت هایمان در مورد او هم خواهم نوشت.
ماجرای پرسپولیس بی دفاع و بدخواهان بی شمارش ادامه دارد. اگر اوضاع به همین ترتیب پیش برود مجبورم بسیاری از مدارک و اسنادی که در اختیارمان هست را منتشر کنم تا بهتر کاشانی و مایلی کلنگ را بشناسید.
آرسام مصباحی
لندن
12/3/1
web counter
Temp: BY Milad (Miloe)