Saturday, November 5, 2011
سلطان سقوط کرده، داروی انقضا گذشته برای بیمار
اوضاع پرسپولیس آنقدر خوب نبود که شیث و نصرتی با یک اشتباه بچگانه بحران را صد برابر کنند. البته که امروز نامه عذرخواهی رضایی منتشر شد اما من شخصا ده ها نامه عذرخواهی از وی تا به حال دیده ام که همگی برای فریب دادن باشگاه و مردم بوده است. این بازیکن ذاتا مشکل دارد و متاسفانه باشگاه به جای آنکه مشکل وی را با روانپزشک در نظر بگذارد هر بار با بخشش وی او را به تیم بازمی گرداند تا اینگونه باعث آبروریزی شود. اینبار هم او باز می گردد.
متاسفانه آمدن هیئت مدیره جدید همانطور که انتظار آن هم می رفت نه تنها دوای مشکل نبود بلکه مشکل زا هم بود. آمدن فردی چون رویانیان با سوابق مشخص کاری واضح بود که نمی تواند مشکلی را حل کند. زمان زیادی لازم است تا او با جو ورزش آشنا شود حال چه رسد به پرسپولیس.
آمدن فردی چون پروین که عاشق نشستن روی نیمکت این تیم است و همه جوره دوست دارد دوران بی قانون حضورش روی نیمکت این تیم را بار دیگر تکرار کند خود حاشیه ای بزرگ برای این تیم است که با شایعه آمدن بازیکنی پر حاشیه بی تعصب مثل علی انصاریان که با توصیه پروین مدعی تعصب، پیراهن تیم رقیب را بر تن کرد و چندی قبل هم گفت بازیکنان پرپسولیس از لپ لپ خارج شده اند.
آن دردی که سالهاست تیم پرسپولیس و هوادرانش را عذاب می دهد این موضوع است که گمان می شده است پروین فردی متعصب به این تیم است که دلش برای آن می سوزد. محض اطلاع دوستان طرفدار این لمپن بزرگ فوتبال باید بگویم ایشان سالها به واسطه حضور در پرسپولیس میلیاردها تومان به جیب زد و نه تنها جیب خود بلکه جیب دامادش آرش فرزین و فرزندش محمد پروین را هم پر کرد تنها اگر چند مورد از سو استفاده های او از حضور در این تیم را اعلام کنم به ماهیت وجودی این فرد پی می بریم در ابتدا این سوال را باید مطرح کنم که فردی که زیر پنج کلاس سواد دارد چگونه میلیاردها تومان ثروت دارد؟ در هیئت مدیره تیمی مثل پرسپولیس چه حرفی برای گفتن دارد؟ پروین به واسطه حضور بازیکنان بزرگی مثل محرمی، پیوس، عابدزاده، دایی، مهدوی کیا، شاهرودی، امامی فر، میناوند، پیروانی، نادر محمدخانی، علی کریمی و... روزگاری در این تیم تاخت و تازی داشت، دورانی که این نخبگان فوتبال همچون اتومبیلی اتوماتیک پیش می رفتند و اصولا هیچ نیازی به مربی نداشتند جز یک هماهنگ کننده. دقیقا در همین دوران او موقعیت خود را در این تیم تثبیت کرد.
اما چند مورد از شاهکاری سلطان بی تاج:
در جریان اولین قرارداد های مهرداد اولادی قبل از مطرح شدن، سلطان که آن زمان در این تیم مدیریت می کرد قراردادی با وی به ارزش 15 میلیون تومان منعقد می کند چکی که برای اولادی صادر می شود به مبلغ 150 میلیون تومان بوده که اولادی از این 150 میلیون به دلیل نبود پول در حساب باشگاه 42 میلیون تومان دستی دریافت می کند! به نظر شما اولادی که با 15 میلیون قرار داد بسته مابقی این مبلغ را به چه کسی داد؟ این سوالی بود که اکبر غمخوار مدیر عامل وقت پرسپولیس داشت و به دلیل اینکه اصولا وارد شدن به محدوده شخصی سلطان دلالی هزینه بالایی برای او داشت از پیگیری آن منصرف شد.
بیش از 5 میلیارد بدهی نتیجه حضور او در این تیم بود که اکبر غمخوار با عجز و لابه از آن سخن گفت و وقتی سلطان دید گند کارهایش در آمده اراذل و اوباشش را به ورزشگاه آزادی ریخت و علیه غمخوار آنقدر شعار دادند تا او استعفا کرد.
چون نامی از داماد او بردم باید داستانی از او هم بگویم. در زمانی که شایعه های حضور آری هان در پرسپولیس بر سر زبان افتاده بود از پروین سوال شد شما برای مترجم او فکر کرده اید پروین گفت آرش را به کلاس زبان هلندی می فرستیم تا مترجم تیم بماند!!
گویا قحطی مترجم آمده بود. نه قحطی نبود شکم آرش خان هنوز سیر نشده بود.
با آمدن محمدحسن انصاریفرد به پرسپولیس زوایای دزدی های سلطان و دار و دسته اش بیشتر نمایان شد زمانی که او اعلام کرد آرش فرزین تنها به خاطر شش ماه کار با باشگاه بیش از 150 میلیون پول دریافت کرده که به واقع مبلغی هنگفت برای یک مترجم بود. عجیب بود اما باور اینکه به محمد پروین به خاطر حضور در تمرینات این تیم و استفاده از امکانات 60 میلیون پرداخت شده بود عجیب تر. آن زمان محمد پروین شاید 15 سال هم کمتر داشت. او اگر استعدادی ناب هم بود که نبود در هیچ جای دنیا 60 هزار دلار برایش پرداخت نمی شد.
این را بگویم که فرزین تنها یک مترجم نبود او سخنگوی پروین در تمرینات بود او صحبت های سوبل را به گونه ای دیگر ترجمه می کرد و حرف های او را منتقل نمی کرد. رسوایی بزرگ در برنامه نود آن زمان به بار آمد که عادل فردوسی پور صحبت های سوبل را با مترجمی دیگر برای مردم ترجمه کرد و ترجمه فرزین را هم به مردم نشان داد. مترجم فردوسی پور می گفت سوبل گفته آقای پروین کاره ای نیست او مرا نیاورده که بخواهد اخراج کند و فرزین می گفت سوبل گفته حرف حرف آقای پروین است ایشان بزرگ تیم است و هر چه بگوید باید گوش کنیم. وقتی از فرزین سوال شد چرا چنین کرده گفت ترسیده تیم به هم بریزد. بله حق داشت می ترسید پروین با استفاده از انصاریان و رهبری فرد و سایر نوچه هایش سوبل را زیر باد کتک بگیرد. حالا متوجه شدید که چرا او 150 میلیون دریافت کرده است.
هیچ هوادار واقعی پرسپولیس چسپیدن او به نیمکت این تیم را فراموش نمی کند و زمانی که راینر سوبل آلمانی به این تیم آمد را هم از یاد نمی برد. پروین در همه جا از جمله رادیو و تلویزیون اعلام کرد او تنها 3 هفته فرصت دارد تیم را به صدر برساند نتواند باید برود. اظهار نظری مسخره ای که با اظهار نظر دیروز این فرد تفاوت کامل داشت او دیروز اعلام کرد مربی خارجی 4 ماه برای آماده کردن تیم زمان لازم دارد. این یکی پیغام به رویانیان بود که دنیزلی را نیاور.
چه آن زمان چه این زبان این چشم آبی عجیب فوتبال به دنبال نیمکت بوده و هست. همین چند روز پیش او با ساختن عنوان مدیر راهبردی برای خودش وارد تمرینات شد و به نوعی استعداد نداشته اش را به این تیم عرضه کرد نتیجه اش هم مشخص است. حالا می توانید قضاوت کنید که یک بازیکن از نسل قدیم پرسپولیس مثل علی کریمی چرا با دیدن پروین اخم هایش در هم می رود.
آنچه که انسان را آزار می دهد اوضاع به هم ریخته مدیریت این باشگاه است. جایی که رویانیان با مصطفی دنیزلی مذاکره می کند و قائم مقام پرحرف و جویای نام و عاشق شهرتش را هم به استانبول می فرستد و جایی که پروین می گوید استیلی می ماند، جایی که پنجعلی با دایی مذاکره می کرد و پروین مدیر راهبردی می شود و باقری و عابدزاده را دوای درد می داند. رویانیان مانده و این قدرت تقسیم شده ای که بعضا به نفع پروین هم می چربد. وقتی از او می پرسند پروین می گوید استیلی می ماند تو چرا به دنبال دنیزلی هستی می گوید شاید برای فصل بعد او را بخواهیم. این حرف آنقدر مسخره است که دیگر هر کسی می داند رویانیان به اجبار آن را زده است برای آنکه پروین صدایش در نیاید. دنیزلی مربی خوبی است اما آنقدر بزرگ نیست که از یک فصل قبل با او مذاکره فصل بعد را بکنیم. واقعا این مربی آنقدر مشتری دار نیست که لازم باشد این همه مذاکره با او انجام شود.
دنیزلی هم هرزگاهی بدش نمی یاید با انداختن نامش سرزبان ها یک تیم ترک را تحویل بگیرد کاری که قبلا هم انجام داد و با استفاده از نام پرسپولیس تبلیغاتی برای خودش انجام داد.
اما اینکه چرا پروین از استیلی حمایت می کند سوال جالبی است. پروین در گذشته هم علاقه داشت کسی سرمربی تیم باشد که او را مثل عروسک خیمه شب بازی از بالا کنترل کند و در اصل همه کاره باشد بدون آنکه مسئولیتی متوجه او باشد. آمدن راینر سوبل آلمانی و رفتار پروین با او گویای همه چیز هست و خوشبختانه نیازی به بازگو کردن نیست. همین بس که بگویم امروز استیلی نقش سوبل را بر عهده دارد.
ماندن پروین در این تیم یعنی آمدن محمد پروین با قراردادی سنگین به این تیم، آمدن انصاریان و بازگشت رهبری فرد برای مربی گری تیم. یاد زمانی افتادم که پروین مصاحبه کرده بود که به ممدمون گفتم بره استقلال، آن فصل ممد در پرسپولیس ماندگار شد و انصاریان به استقلال رفت. آتش عشق و تعصب سلطان آن روز بدجوری زبانه می کشید.
بروزمشکلات فرهنگی در این تیم هم مساله عجیبی نیست همواره بازیکنان قدیمی پرسپولیس از فحاشی های پروین یاد می کردند و دستور او خطاب به عابدزاده برای گل نخوردن هم به یاد همگان هست. تنها تفاوت پروین با سایر اوباش جامعه در این است که او تنها اثرات چاقو روی صورت و بدنش نیست، وضع مالی خوب و کت و شلوار به تن دارد.
در هر صورت بازگشت پروین به پرسپولیس بعد از حمایت از احمدی نژاد برای ریاست جمهوری دوباره و به راه انداختن لابی های متعدد تحت نام جلسات پیشکسوتان مساله قابل پیش بینی بود.
این تیم آرام نمی گیرد مگر زمانی که پروین را از تیم دور نگه دارند استیلی را اخراج کنند و رویانیان تمام قدرت را در دست داشته باشد گرچ او هم مدیری ورزشی نیست و دلایل بودنش در این تیم پر از علامت سوال است. پروین اگر کار بلد و مدیر بود استیل آذین در دسته یک نبود او دارویی انقضا گذشته است که دیگر اثرش را از دست داده و نسخه شفا بخشی برای بیماری پرسپولیس نیست.

آرسام مصباحی
منچستر
11/4/11
web counter
Temp: BY Milad (Miloe)