Thursday, September 22, 2011
ممد نبودی ببینی شهر زندان گشته خون یارانت بی اثر گشته
بیش از 21 سال از 8 سال جنگ عراق با ایران می گذرد. جنگی که حاصلش هر چیزی به غیر از نعمتی بود که آقایان برایش فرزندان مردم روی مین می فرستادند.
8 سال جنگ عراق با ایران بیش از 2 میلیون کشته و زخمی به جای گذاشت و میلیاردها دلار به تاسیسات زیر بنایی کشور آسیب زد که هرگز هم جبران نشد.
آری میلیاردها دلار یک چیزی بیشتر از همین مبالغی که آقایان اختلاس کرده اند و شخصیت سازی می کنند تا به نام یکی تمامش کنند. جهان آرا ها کشته شدند و رفتند اما هرگز کسی نپرسید برای چه رفتند برای که رفتند؟
8 سال زمان کمی نیست عمریست برای خودش اینها در جنگ جنگیدند عده ای کشته، عده ای زخمی، عده ای مفقود و میلیون ها نفر دل شکسته. دل شکسته از نبود پدر، مادر، فرزند، دوست، فامیل و...
این همان جنگی بود که جناب فیروزآبادی فرمانده ستاد مشترک ارتش رژیم ادامه آن بعد از فتح خرمشهر را به دلیل حفظ روحیه ایثارگری و تنبیه صدام حسین می داند. بله فقط برای تنبیه صدام هزاران هزار نفر را نابود کردیم.
اینگونه بود که عده ای از بهترین و ناب ترین جوانان کشور را که قطعا نسلشان سوخته است و شبیه شان هم دیگر نیست ما از دست دادیم. بهترین خلبانان، ملوانان و کماندوهای ارتش همان هایی که محصول حکومت پهلوی بودند و جمهوری اسلامی نمونه شان را ندارد و نخواهد داشت. شاید می خواستند کشور را تصفیه کنند. نمی دانم شاید باید اینها می رفتند و حذف می شدند تا امروز عده ای اختلاس کنند، بیت برای خودشان درست کنند و خود را ولی فقیه بنامند.

هر چه بود گذشت اما زخم های این جنگ لعنتی نه تنها خوب نشد بلکه هیچ درمانی هم برایش نداشتند و این زخم ها چرکین شده و این دمل چرکین امروز آنچنان سر باز کرده که عده ای با خود می گویند اصلا چرا زخم برداشتیم؟ برای چه زخمی شدیم؟ برای چه؟
قطعا برای هر چه که زخم برداشتیم دلیل آنچه که امروز بر مردم عرضه می شود نبود. دروغ، کشتار، سرکوب آزادی، زندان، شکنجه، تجاوز، ناامنی و دیکتاتوری علی خامنه ای.
رفتند و کشته شدند تا دست دشمن به خاک ما نرسد، به ناموس مردم تجاوز نشود، آزادی مردم سرکوب نشود، کسی به کسانی زور نگوید، اختلاس نشود، زندانی سیاسی نداشته باشیم، گور دسته جمعی نداشته باشیم، خون کسی به ناحق نریزد و خلاصه در یک کلام مو از سر ایرانی کم نشود.
چه شد؟ آه از اختلاسی که عددش معلوم نیست خیلی بزرگ است. آنقدر بزرگ که در فکر آن کارگری که صبح تا شب جان می کند و آخرش هم یک سال و دو سال حقوقش را نمی دهند و با باتوم بر سرش می کوبند که چرا می گویی دو سال است حقوق نگرفته ام و در آخر هم انگ عامل خارجی بودن به او می زنند نمی گنجد. بحث میلیون و میلیارد تومان نیست بحث میلیارد دلار است هموطنان. این بار هم از دستشان در نرفته که مردم فهمیده اند. نه دلیل دارد که خبر رسانی می کنند دلیل آن هم بایکوت کردن یک جناح هست که زورشان به آن نمی رسد و برای تخریبش برنامه دارند. دزدی یک جناح را فاش کرده اند تا خود را خوب جلوه دهند غافل از اینکه میلیاردها دلار سالیانه هزینه بیت خامنه ای است که اگر آن پول وارد بازار شود هیچ ایرانی نیاز به کار کردن که ندارد هیچ، آنقدر کار زیاد می شود که دیگر برای انتخاب شغل مشکل داشته باشید نه نداشتن شغل.
از اختلاس که بگذریم به دردهای دیگر می رسیم که دوایش نیست. گفتم که جنگیدند تا به نوامیس تجاوز نشود، مو از سر مردم کم نشود. امان از این داستان کهریزک و کهریزک ها که گفتنش دیگر تکراری شده امان از این همه گور دسته جمعی که هر یک به مانند سوزنی بر تن فرو می روند. آه و واویلا کو جهان آرا؟
کشور به زندانی تبدیل شده که باید اخبارش را عده ای برای مردم قابل فهم کنند بعد به مردم بگویند. نه اینکه مردم شعور ندارند و آقایان از حوزه در رفته بیشتر می فهمند باید اخبار را تفسیر شده در اختیارشان قرار دهند!!! از اینترنت و فیلترینگش که نگو که هر روز بسیاری از دوستانم در ایران از من طلب فیلتر شکن های جدید می کنند تا ماهواره که دود از سر مردم و دیش هایشان به هوا بلند کرده. فریاد از این همه پارازیتی که هر روز بخش فارسی بی بی سی را وادار به واکنش کرده و فریاد از حکومتی که همه نوع آزادی را سرکوب می کنند حتی آب پاشی در پارک ها را. آه و واویلا کو جهان آرا؟
هنوز دانشجویی پیدا نشده که انتقاد کرده باشد و طعم زندان را نچشیده باشد؟ مجید توکلی و دیگر عزیزان مشتی نمونه خلوار. نه دزدی کرده نه کسی را کشته نه دزدی کسی را رو کرده. فقط گفته آزادی کجاست؟ سال های جوانیش را برای این گفته با زندان معامله کرده است. کجایی جهان آرا که دیگر نه آزادی معنی دارد نه معنی وطن و از خود گذشتگی دیگر آن معنی سابق است. وطن به باد رفته و آزادی هم با زنجیر و دهان بند آنقدر تحت فشار است که به پیکره ای خسته تبدیل شده و داروغه شهر هم همچنان از آزادی و دموکراسی نداشتن زندانی سیاسی و البته دشمن خارجی حرف می زند. این دشمنی که سی و سه چهار سال است که هنوز معلوم نیست در کجا کمین کرده و اصلا کیست که فقط ما آن را داریم و کل دنیا از این نعمت خدادادی بی بهره اند؟

از جامعه که بگذریم حال اقتصاد و ورزش سیاسی هم آنچنان خراب است که بی مدیریتی هر روز تیمی را از مسابقات به خاطر نفرستادن فهرست تیم سر وقت مقرر، بازیکن دو اخطاره، بازیکن صغرسنی از مسابقه محروم می کند، اشتباه شدن اسم رئیس فدراسیون به خاطر اشتباه تایپی، عامل خارجی بودن رئیس فدراسیون دیگر تبانی و رشوه خواری و دلال بازی و هزار درد بی درمان هم داریم که فهرست بالا و بلندی از فساد و ناکارآمدی آقایان را بازهم تداعی می کند.

اقتصاد به لطف اختلاس های فراوان، دزدی های آقایان و دولتی بودنش چرخهایش نمی چرخد و هر روز سفره ای که قرار بود گسترده تر از گسترده شود کوچک و کوچک تر می شود و از مقابل عده ای هم خیلی وقت است جمع شده و دیگر چیزی به اسم سفره وجود ندارد. چاه های نفت و گازی که تو و هزاران نفر مثل تو با خون خود از آنها حفاظت کردید امروز هر کدام به نام یکی هستند و پول نفت هم وارد کشور نمی شود مستقیم وارد حساب های آقایان در خارج از کشور می شود. واویلا واویلا واویلا کجایی برادر جهان آرا که اگر بودی از خجالت دق می کردی و راه بیابان پیش می گرفتی که هم سنگران دیروز ببخشید همان هایی که همیشه در سنگر بودند بعد از جنگ فقط پادگان را ترک کردند ولی اخلاق پادگانی و قانون جنگ را با خود به شهر آوردند و امروز به مانند دشمن بر مردم می تازنند روزی به اسم حجاب، روزی به اسم امنیت و روزی هم به مانند مرد عنکبوتی روی دیوارهای خانه مردم دیش جمع می کنند و با خود می برند.

از اوضاع روابط خارجی هم که نگویم بهتر است فکر کن عربستان و امارات هم برای مان خط و نشان می کشند و هیچ دولت غربی حتی در ظاهر هم دوست ما نیست. این یکی دیگر وضعش فاجعه است دلت خون می شود از آن بگویم.

کجایی برادر که ای کاش اصلا نجنگیده بودی و کشته نمی شدی به خاطر هیچ. آرمان هایت را به باد دادند و ارزش هایت را زیر پا مثل غرور ملی له کردند و به باد دادند. کجایی برادر که خامنه ای برای ولی نعمت هایش خط و نشانی می کشد که صدام طی هشت سال جنگ نکشید. آنچنان دستور کشتار می دهد که صدام در حلبچه نداده بود. برادر بازی را تو باختی و مردم و آن کس که برد همانی بود که تو برای مقابله با تفکر و آرمانش به جنگ رفتی، او برد با آنکه تو می جنگیدی و تو خون دادی و رفتی. میدان جنگ در دست تو بود اما بیرون میدان عده ای برای آنچه که در فکر تو بود تره هم خرد نکردند و هرچه خواستند کردند و خوردند و بردند و به باد دادند. از جنگ بگذریم نخست وزیر جنگ را هم به مانند مردم در زندان کرده اند و می گویند عالم خارجی است.
کجای تفکر تو خامنه ای و احمدی نژادی چنین بود نمی دانم اما خوب می دانم که اگر این آخر و این عاقبت بود به جز افسوس هوایی در سر مردم نبود و نیست و نخواهد بود.
web counter
Temp: BY Milad (Miloe)