Saturday, July 30, 2011
خودزنی نسل من. تیغ را بر زمین بگذار
فاجعه سعادت آباد، جنایت در خمینی شهر، قتل دختر دانشجو در پل هوایی در مقابل دیدگان مردم، اسید پاشی، قتل روح الله داداشی و امروز قتل وزنه بردار سابق.
این تیغی است که پیکر مردم رواست تیغی که خودزنی را خوب آموخته. اگر مقصر اصلی این ماجرا که حکومت است را کنار بگذاریم 70 درصد تقصیر را فاکتور گرفته ایم اما هموطن هم من و هم تو خودمان هم تقصیر کاریم.
آن روزها که اعدام در ملا عام را نظاره کردیم خدا می دانست چه بلایی بر سرمان آمد که امروز هیچ انتقاد، اعتراض وعقیده مخالفی را بر نمی تابیم و دیوانه وار تیغ را بر پیکر دیگری فرو می آوریم. هموطن بردار خواهر تا به کی قتل و جنایت تا به کی تیغ بر هم کشیدن؟ هشت سال جنگ نابرابر، دو میلیون کشته و زخمی میلیاردها دلار خسارت و هزاران معلول کافی نبود که امروز بازهم خودزنی می کنیم؟
بهترین نسل از جوانان این مملکت سوار بر تانک، هلیکوپتر، جت های جنگی، پشت خاکریزها در دجله و فرات از دست رفتند، تنها با یک پلاک برگشتند بازهم کافی نبود؟ این همه آسیب دیده جنگ که هر لحظه مرگ در کمین شان است کافی نیست که بازهم برای مرگ هم برنامه می ریزیم؟ برادر من خواهر من خشونت تا به کی؟
هموطن سالیانه دو میلیون کشته در تصادفات کافی نیست که بازهم تیغ تیز بر دست می گیریم تا خودمان را بزنیم؟ برادار عزیز خواهر عزیز در یک لحظه عصبانیت چه بر سر خود می آوریم که خانواده ای را عزادار و خانواده ای را راهی دادگاه و منتظر حکم اعدام می کنیم؟
برادر من خواهر من تو کی می دانی قتل جزایش مرگ است. چه بر سر تو آمده که زندگیت را قمار می کنی تا یکی را حذف کنی؟
ادعای بزرگی هم می کنیم، خود را روشن فکر هم می دانیم چه بر ما گذشته که جرات نداریم بعد از غروب خورشید پا در کوچه ها بگذاریم؟ این ویروس از کجا آمده که داروی آن را تجاوز گروهی یافتیم؟ 8 سال جنگیدیم، خون دادیم، جوان دادیم عزیز دادیم مادر داغدیده تحویل گرفتیم تابوت خالی بر سر گرفتیم استخوان خاک کردیم که چه شود؟ امروز تجاوز گروهی، قتل و کشتار و نا امنی را بر خودمان تحمیل کنیم؟ نه همه اینها را کردیم که این ها را نداشته باشیم؟
حکومت مقصر، حکومت جانی، حکومت وحشی، حکومت دروغگو حکومت عامل قتل و تجاوز، هموطن من بردار من خواهر من تو چرا عامل اجرا شده ای؟ سیاست بر این است باند خامنه ای و احمدی نژاد تو را عامل اجرای این برنامه کرده اند تو چرا بر پیکر خودت تیغ می کشی؟ تو که از این سرزمینی تو طعم تلخ جنگ و مرگ را چشیده ای تو چرا چنین می کنی تو که خامنه ای نیستی تو که فرزند احمدی نژاد و مشایی نیستی که برای پول خون بریزی. بر تو چه گذشته که چنین می کنی؟ در افغانستان طالبان آدم می کشد در ایران خودزنی می کنیم؟ ننگ آور نیست؟
من و تو بیمار شده ایم من و تو از بدترین نوع بیمار روانی رنج می بریم که چنین بی رحمانه برهم می تازیم؟ هر وقت انتقادی هم می شود می گوییم ما که چنین نیستیم! آخر اگر بیمار نبودیم پس سوار بر ماشین و موتور هر آنچه که در جدیدترین و به روز ترین فرهنگ لغت فحش هم پیدا نمی شود نثار برادر و خواهر و مادر خود نمی کردیم؟ در خیابان بیماروار و متجاوزانه دست بر بدن دختر مردم نمی زدیم. همه متشخص، هم با کلاس و همه تحصیل کرده ایم این جرم ها را هم پایین شهری ها انجام می دهند نه هموطن خودت را گول نزن بالا و پایین ندارد درد همگانی شده است.
در پروفایل فیس بوک خدا رو شکر همه دانشگاه تهران درس خوانده ایم، ورزش سنگین مان یوگاست در کلوب همه مهربان با گذشت و وفادار هستیم! اگر یکی از روش ساده و ابتدایی آمار گیری را هم تست کنیم این جرایم اصلا مربوط به کشور ما نیست و 50 میلیون نفر از جمعیت 75 میلیونی در دانشگاه تهران درس خوانده اند و بقیه هم دانشگاه آزادی هستند مثل من.

برادار من خواهر من تا به کی پشت این نقاب پنهان شده ایم و خود را خوب جلوه می دهیم؟ چرا درس خواندن و وفاداری به آرزوها و دروغ هایمان پیوسته اند چرا مهربانی به رویا ها پیوسته مگر چه شده که امروز حسرت جزیی ترین ها را می خوریم؟
فحاشی که جز ادبیات رسمی مان شده به لطف رئیس جمهور به ادبیات اداری هم وارد شده آماده ایم تا سیلی را زیر گوش یکی بزنیم تا از فشار این همه عقده ای که درونمان فوران می کند بکاهیم. هموطن مملکت را غارت کردند و بردند تو به فکر این هستی که بگویی چند نفر را کتک زده ای با چند نفر رابطه جنسی داشته ای چند دختر یا پسر را دور زده ای؟ دوست داری خودت را جمع دوستان زرنگ و بی گذشت و محکم جلوه دهی به قیمت خرد کردن شخصیت یک نفر دیگر؟
برادر من خواهر من خودت جرم می سازی فردا همین آدم ضعیفی که زیر پا لهش کرده ای می شود قاتل و برای آنکه خود را خالی کند چاقو بر دست سینه روح الله دادشی را می شکافد.
با شنیدین این خبر هم می گویی فلان فلان شده را اعدامش کنند تا درس عبرتی شود برای سایرین. عزیز من اگر اعدام و خشونت جواب می داد و دوای درد بود بعد از 32 سال دیگر جرمی باقی نبود. تو و من مقصر قتل روح الله داداشی و سایرین هستیم نه کسی دیگر.

آن روز که عمر وفاداری در کشورمان به اندازه شیرینی یک آدامس در دهان بود اصلا فکر نکردیم که زمینه ساز جرم شده ایم، آن روز که برای اعدام خیابانی کف و سوت زدیم و پول ریختیم باورمان نشد که آب به اسیاب جنایت می ریزیم، همان روز آنچنان اعصابمان آسیب دید که اگر دقایقی بعد از دیدن این صحنه دهشتناک درگیری رخ می داد طرف مقابل را تکه تکه می کردیم. خودمان خواستیم خودمان تقاضا کردیم و حکومت وحشی هم لبیک گفت.
امروز با اینکه چهار سال است که از کشورم دور هستم بعد از شنیدن خبر قتل یعقوب محمودوند ساعت ها فکر کردم چه بر سرمان آمد که چنین شدیم. تقصیر حکومت بر سر جایش مقصر اصلی حکومت است که اگر با خامنه ای ها، خلخالی ها ، مرتضوی ها، حداد ها، طائب ها و هزاران جانی دیگر خشونت را تبلیغ نمی کرد امروز چنین نمی شد. اما ابزار این همه جرم و طالب این خشونت ها که بود؟ من و تو بودیم هموطن. ما خواستیم و چنین شد طلب کردیم شلاق در خیابان را تایید کردیم اعدام را. به مسخره گرفتیم هولوکاست را و امروزهولوکاستی از نوع اسلامی و توسط حکومت را بر خودمان تحمیل کردیم. به مانند 8 سال جنگ.
آخر در میان این همه تحصیل کرده وفادار و مهربان دانشگاه تهران یکی نیست با خودش بگوید وقتی فرمانده نیروی جنایتکار انتظامی، وزیر کشور وزیر دادگستری و دادستان کشور مقصر این ناامنی را دشمن خارجی می داند چه معنی زیر آن است؟ آخر این جوان مست در کرج که داداشی را می کشد کدام عامل خارجی را دیده یا آن فردی که از دیوار باغ می پرد و به زنان تجاوز می کند با کدام عامل خارجی در ارتباط بوده که ما نمی دانیم؟ چه طور هنوز کلمه خامنه ای زا دهانت خارج نشده بازداشتت میکنند چطور یگان ویژه را به موضع ترس از سقوط به خیابان می آوردند بعد نیرو ندارند امنیت برقرار کنند؟ هموطن نمی خواهند تو امنیت داشته باشی برایشان مهم نیست.
هموطن تحصیل کرده در دانشگاه تهران و بعضی ها هم دانشگاه ازاد این به آن معنی است که اصلا اهمیتی برای اینها ندارد که تو باشی یا نباشی. مهم نیستی اصلا به شمار نمی آیی. اینها میلیون ها نفر در خیابان را دیده اند که لباس سبز بر تن داشته اند و مرگ بر خامنه ای گفته اند دارند تقاص آن کارها را از تو می گیرند تو کجای کاری هموطن. گمان کرده ای باجناق احمدی نژاد شب و صبحش را برای امنیت تو به باد می دهد نه مهم نیست می گوید به درک بگذار به جان خودشان بیافتند.
این هم خشم را که در درون نهفته ای بر مردم خودت خالی نکن دشمن در مقابل توست این خشم را به اعتراض مسالمت آمیز تبدیل کن این تیغ را بر زمین بگذار این جسارت را که به تو اجازه تجاوز و قتل می دهد را به اراده ای فولادین برای نابودی این حکومت تبدیل کن. با آرامش حقوقت را طلب کن خون ریزی تا به کی؟
این همه بغض و کینه را به استواری برای ماندن در خیابان و اعتراض تبدیل کن و نه با تیغ کشیدن بر مردم خودت و نه با اسید پاشیدن بر خواهرت خودت و نه با تجاوز به ناموس خودت. هموطن برخیز خودت را از نو بشناس اندکی فکر کن که بوده ای چرا چنین خشمگینی این خشم را چه کسی بر تو تزریق کرده چه کسی می خواهد تو خشمگین باشی چه کسی می خواهد تو به خواهر و مادر خودت در خیابان فحاشی کنی دشمن را بشناس در مقابل دشمنت قد علم کن او را به زمین بزن از او حقوق خود را بخواه نه همرزم دیروزت نه برادر و خواهر داغدیده خودت نه آنکه طعم فقر و گرسنگی را چشیده نه آنکه از نا امنی می هراسد. بر آنی بتاز که ناامنی را برای بقایش می خواهد بر آنی که فقر را بر تو روا داشته بر آنی که تو را صدقه گیر کرده.
منتظر ماندلا و مارتین لوترکینگ نباش منتظر چه گوارا نباش خودت ماندلا باش خودت پیشوا باش خودت تیغ را بر زمین بگذار و با دست خالی مبارزه کن و آرامش را از مردمت نگیر
تو هموطن مست در خیابان، تو که از دیوار می پری تا تجاوز کنی تو که چاقو در ماشین میگذاری تا خون بریزی تو می توانی ماندلای ایران باشی. این ها را کنار بگذار تا ببینی دشمن کیست و راه کجاست. خودت مسئول امنیت کوچه ات باش خودت را اصلاح کن امنیت به همراهش می آید تو خودت فحاشی نکن چاقو بر دست نگیر به خواهر و مادر خودت تیکه نینداز مشکل حل می شود و بدترین ضربه را با امن کردن جامعه بر جمهوری اسلامی خواهی زد این حکومت محصول کشتار و خونریزی و ناامنی است و در امنیت نفسش بند خواهد آمد.

آرسام مصباحی
منچستر
7 /30/11
web counter
Temp: BY Milad (Miloe)