Monday, May 16, 2011
پرسپولیس مال روی دست مانده
حرف های معنی دار علی دایی اسطوره فوتبال ایران در مصاحبه مطبوعاتی پس از بازی پرسپولیس و سپاهان نشان از یک جنگ تمام عیار علیه پرسپولیس و اسطوره هایش می داد. حرف هایی که نوک پیکان حمله آن سازمان تربیت بدنی احمدی نزاد را هدف گرفته بود و از بی سرو سامانی آن شکایت داشت. اصولا از توان سازمان تربیت بدنی اداره این تیم با این همه طرفدار خارج است سازمانی که در طول 6 سال دولت احمدی نژاد از بدست آوردن یک عنوان در رشته فوتبال عاجز مانده چطور می تواند تیم هایی مثل پرسپولیس و استقلال را به جایگاه خود برساند. سیاست دولت احمدی نژاد به مرور زمان ضعیف و ضعیف تر کردن این دو تیم و حذف آنهاست اصولا هیچ باشگاهی در جهان توسط یک نفر اداره نمی شود که این دو باشگاه را سازمان تربیت بدنی اینگونه هدایت می کند.
باند استیلی و کاشانی برای فصل آینده این تیم هم برنامه ریزی کرد اند. دلال های وابسته به استیلی و کاشانی برای ورود بازیکنان بی نام و نشان به پرسپولیس و به جیب زدن قسمت عمده ای از قرار داد آنها دندان تیز کرده و وارد عمل شده اند تا آنجاکه علی دایی به طور کاملا واضح از این موضوع پرده برداشت.
کاشانی که در توهم آن است با آوردن استیلی به پرسپولیس می تواند رویایی 4 ساله اش را برای به تخت نشاندن این نوچه بیت رهبری به واقعیت تبدیل کند غافل از آن است که قبل از او بازی با اسطوره های پرسپولیس به قیمت فحش ناموسی شدن از صد هزار طرفدار پرسپولیس در ورزشگاه و خفت و خواری برای اکبر غمخوار تمام شد. غمخوار یکی از فرماندهان جنگ و یکی از افراد با نفوذ در حوزه اقتصاد و سیاست بود که با اصرار بر حذف علی پروین از پرسپولیس هزینه بسیار سنگین تر از آنی که فکرش را می کرد پرداخت کرد.
کاشانی باید بداند کوچک تر از آن است که بتواند با قرار دادن یک نام کوچک و یک فرد کاملا بی تجربه و منفور نزد هواداران پرسپولیس مثل استیلی جای خالی علی دایی را پرکند. اصولا برنامه ریزی برای حذف علی دایی آنجایی آغاز شد که وی با صراحت از مافیای حاکم بر سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال پرده برداشت و اوضاع ورزش کشور را گریه دار توصیف کرد. پس از آن بود که در فدراسیون و سازمان پروژه تخریب و کوچک کردن دایی کلید خورد. لیست خرید بازیکنان مد نظر دایی با آه و ناله کاشانی از اوضاع قرارداد ها همراه شد و کاشانی حتی نتوانست بازیکنانی را جذب کند که تیم هایی کوچکی مثل شاهین بوشهر و تراکتور سازی قادر به خرید آنها بودند. این یک روند کاملا برنامه ریزی شده از ابتدای فصل برای کوچک کردن دایی بود غافل از اینکه دایی خودش بداند. حبیبی کاشانی با سیاست خاص خود و سخن از خدا و اهل بیت کردن روزنامه خودش را علیه دایی مامور کرد تا به تخریب او بپردازد و روزنامه پرسپولیس که نه نامی و نه نشانی از عظمت این تیم دارد را برای بر هم زدن آرامش دایی به جریان انداخت دیروز دایی به این مساله هم اشاره کرد. وقتی دایی می گوید بازیکنان مد نظرش توسط کاشانی خریداری نشده اند آنوقت روزنامه باشگاه به نقل از کاشانی تیتر می زند انتظارات دایی برآورده شده، وقتی شیث رضایی این اوباش به تمام معنا، از تیم اخراج نمی شود، وقتی لیدری که با دایی درگیری فیزیکی پیدا می کند در باشگاه استخدام می شود، وقتی هیچ اعتراضی نسبت به حکم صادر شده از سوی کمیته انضباطی علیه بازیکنان پرسپولیس از سوی باشگاه صورت نمی گیرد باید باور کرد پروژه ای بسیار بزرگتر از حد انتظار برای نابودی دایی در جریان بوده است. پروژه ای که قطعا علی سعیدلو رئیس سازمان تربیت بدنی و معاون احمدی نژاد بازیگردان اصلی آن است.
سوال اصلی اینجاست که سازمان بازرسی کل کشور چگونه دهان بسته است و به اینکه حبیب کاشانی مدیری دو شغله است اعتراضی نمی کند چرا به این نقض فاحش قانون واکنشی نشان داده نمی شود. کاشانی عضو شورای شهر تهران است و اصولا نمی تواند بیشتر از شش ماه در شغل دیگر فعالیت داشته باشد. بیش از دو سال او در پرسپولیس مشغول ضربه زدن به آبروی این باشگاه است. به کدامین نقطه روشن و افتخار مدیریتی او دل بسته اند که اینگونه او را در پرسپولیس بی رقیب کرده اند. آیا او مامور آن نیست که پرسپولیس را نابود کند آیا او مامور نیست تا با تبدیل این تیم به یک تیم معمولی مقدمات حذف آن را فراهم کند؟
واضح است که نتایج دور از انتظار پرسپولیس به طور صد در صد به مدیر باشگاه مرتبط است. وقتی یک مدیر توان خرید بازیکن ندارد مربی هم توان معجزه ندارد باید به دایی افتخار کرد که از یک مشت بازیکن ضعیف تیمی ساخت که سپاهان 36 میلیاردی را در اصفهان متوقف کرد باید مدیون دایی بود که این تیم به لیگ یک سقوط نکرد.
باید از کاشانی و دار و دسته او سوال کرد استیلی کدام موفقیت را در دوران مربی گری اش کسب کرده که او را برای پرسپولیس علاج کار می داند؟ استیلی اصولا در هر باشگاه بوده با نابود کردن آن اخراج شده و حالا نوبت آن است که فصل ناکام دیگری هم برای پرسپولیس رقم برند چیزی که آرزوی سازمان تربیت بدنی و کاشانی است. این برنامه ریزی برای فصل آینده است، کاشانی بازهم از خرید بازیکن ناکام است و استیلی هم سرمربی تیم خواهد شد. اما هنوز آن روی سکه مانده هزاران هزار طرفداری که این بار برای کاشانی و یک پرسپولیس ناکام و بدون دایی شمشیر را از روی بسته اند بازی برای کاشانی و دار و دسته اش آنوقتی دیدن دارد که حاج حبیب مثل حاج اکبر غمخوار با ابراز لطف طرفداران پرسپولیس به یک گونی پر از فحش باشگاه را ترک کند.
سازمان تربیت بدنی بهتر است با واگذاری سهام این باشگاه این مال روی دست مانده را به صاحبان اصلی آن یعنی مردم واگذار کند و بیش از این با اعصاب 20 میلیون ایرانی بازی نکند بازی که این بار ابراز لطف طرفداران را در ورزشگاه به سمت سازمان تربیت بدنی سوق می دهد. اگر پرسپولیس فصل آینده بازیکن بزرگ نخرید اگر استیلی سرمربی بود اگر بازهم در جایگاه چهارم و پنجم و حتی پایین تر قرار گرفت اصلا تعجب نکنید این یک نسخه قدیمی است که هر فصل برای نابودی پرسپولیس تجویز می شود. مثل هر سیسات دیگر در کشور به نظر می رسد نابودی این دو تیم مردمی هم از مرکز مردم ستیزی ایران یعنی بیت رهبری نشات می گیرد.
چاره کار موقت پرسپولیس اخراج کاشانی از باشگاه، تشکیل هیئت مدیره این تیم با هدف و مقدمه چینی برای ورد این باشگاه مردمی به بورس است. غیر از این هر اتفاقی بیافتد این تیم را به نابودی خواهد کشاند. وقتی هدایتی مالک استیل آذین می گوید هدف سازمان نابودی تیم های خصوصی است باید دانست که اصولا هیچ میلی برای واگذاری پرسپولیس و استقلال به مردم وجود ندارد و سازمان با نابود کردن تیم های خصوصی در صدد آن است که به مردم بقبولاند که تیمداری خصوصی در ایران راه به جایی نمی برد و پرسپولیس و استقلال اگر واگذار شوند نابود می شوند.
اگر پرسپولیس سالم واگذار شود اگر به سپاه واگذار نشود اگر افرادی دلسوز به این تیم بیاند اگر از پیشکسوتان این تیم برای اداره اش استفاده شود این تیم بار دیگر آسیا را به قبضه در می آورد و اگر معنای خصوصی سازی آقایان همانی باشد که در حق کارخانجات کشور و واگذاری به آقازاده ها و سپاه است همان بهتر که دولتی بماند. آنانی که قلبشان به عشق پرسپولیس می تپد باید نگران آینده این تیم در حکومت اسلامی باشند.

بالا گرفتن كشمكش ميان سرمربي و سرپرست قرمزها
علي دايي گفت: با يك امضا نيامده‌ام كه با يك امضا بروم

آرسام مصباحی
منچستر - بریتانیا
16 می 2011
web counter
Temp: BY Milad (Miloe)