Friday, October 24, 2008
انتخابات، گذر از بحران یا بحرانی جدید؟
تحریم انتخابات= نه به جمهوری اسلامی
کمتر از 8 ماه دیگر انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران برگزار می شود . احمدی نژاد 4 سال دیگر می ماند یا بار دیگر عنان حکومت به دست افرادی که نام اصلاح طلب را برخود گذاشته اند می افتد؟ به واقع انسان با شنیدن واژه اصلاح طلب خنده اش میگیرد . هشت سال خیانت واضح خاتمی و حامیانش آنچنان ما را از نام اصلاحات متنفر کرد که باورمان شد اصلاح طلب همان روی دیگر سکه سرکوب است. اینها اصولا برای اصلاح چه چیز تلاش میکنند؟ آیا اصلا هدفشان اصلاح است ؟ آیا اصلاحاتی که در نظر اینهاست همان اصلاحاتی است که در نظر مردم ایران است؟

آنچه که واضح است ریاست جمهوری در ایران به معنی بازوی رهبر یا به نوعی معاون اجرایی اوست حال اگر این فرد با افکار رهبری موافق باشد که حامی او رهبر است و کار در اختیار اوست اما اگر اندکی متمایل به آن چیز هایی باشد که ولایت مطلقه فقیه را تعدیل کند باید از حمایت رهبری چشم بپوشد .
با این وضعیت چه چیزی برای اصلاح باقی میماند مشخص نیست؟ نظامی که اساس آن بر پایه بی قانونی و نقض حقوق انسان هاست چگونه اصلاح میشود؟ آیا مثلا می توان از این نظام انتظار داشت نقش رهبری را در امور ریاست جمهوری کمرنگ کند؟ آیا میتوان انتظار داشت رئیس جمهور با احکام ضد حقوق بشری قوه قضاییه مخالفت کند؟ پاسخ مشخص است، قوه قضاییه بازوی دیگر رهبری است که رئیس آن را شخص رهبر مشخص میکند پس اینجا رئیس جمهوری هیچ نقشی در حمایت از حقوق انسان ها نمیتواند داشته باشد رئیس جمهوری اسلامی یا باید موافق نقض حقوق بشر باشد یا اینکه ساکت باشد و نظاره گر نقض حقوق انسان ها باشد. کار دیگری از او برنمی آید.
در برابر سرکوب های اجتماعی که توسط نیروی انتظامی اعمال می شود هم رئیس جمهور به معنی واقعی کلمه یک تماشاچی است چون بازهم فرمانده این نیرو توسط رهبر مشخص شده و رئیس جمهور حق دخالت در اعمال او را ندارد؟
مشکل جامعه ایران امروز شخص رئیس جمهور نیست آقایان کسی را میخواهند که بتوانند همچون عروسک خیمه شب بازی او را به هر شکلی که دوست دارند در بچرخانند . مثال بارز آن محمود احمدی نژاد است شخصا معتقدم او در هیچ عملی استقلال ندارد . در سیاست خارجی تابع دستور رهبر است ، در اقتصاد و بحران های اقتصادی حرف حرف رهبر است ، در مسائل داخلی و تعیین وزرا باز هم خامنه ای است که تصمیم گیرنده است . شاید رئیس جمهوری در ایران فقط در مورد مسائل خانوادگی اش بتواند خود مستقلا تصمیم گیرنده باشد . خامنه ای به این سوال پاسخ نمیدهد که آیا از سیاست خارجی اصولا درکی دارد او سواد اقتصادی دارد او درک مقابله با بحران های اقتصادی را دارد یا خیر ؟ اگر واقعا او در مورد تمامی این مسائل خود تحصیل کرده و با تجربه است پس چرا در این دوره چهار ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد که خامنه ای تصمیم گیرنده بوده است مملکت به معنی واقعی کلمه به نابود شده است؟ نرخ تورم به 30 رسید،انواع و اقسام تحریم ها در شورای امنیت در مورد ایران به تصویب رسید،بحران حقوق بشر در ایران به مرز فاجعه رسید، فقر و گرسنگی مردم چندین برابر شد، قیمت مسکن 200 درصد افزایش یافت، فرار مغز ها شدت گرفت، سرکوب مردم به بالاترین حد ممکن رسید، فساد مالی،اداری،اخلاقی سران حکومت بیش از پیش نمایان شد. باید دید خامنه ای پس از این 4 سال با خود چه میگوید آیا بازهم خود را فقیه و عالم میداند ؟ واقعا باید عالم بود و کشوری با این همه در آمد را اینگونه به خاک سیاه کشاند.
شنیده ها حاکی از آن است که محمد خاتمی هم پا به عرصه انتخابات خواهد گذاشت. حامیان او در صحنه مطبوعات همچون عیسی سحر خیز میگویند اگر مردم میخواهند کشور بدتر از این نشود پس خاتمی بهترین گزینه است؟ واقعا وقتی می بینیم افرادی با این سطح تفکر و با این شعور سیاسی در مطبوعات ایران فعالیت میکنند نگران میشویم. سحر خیز یا نمیداند یا خود را به نادانی زده است. پس
از سی سال او که از درون نظام با خبر است آیا نمیداند خاتمی هم بازیگر نقش اول سیاست های رهبری خواهد بود؟ آیا عملکرد ننگین خاتمی در دوره 8 ساله ریاست جمهوری اش که سرشار از خیانت به مردم و به خصوص دانشجویان به عنوان حامیان اصلی او بود را کسی فراموش کرده است؟
اگر نظارت استصوابی انتخابات با اندکی شرف همراه باشد خاتمی باید رد صلاحیت شود او 8 سال فرصت داشت که خود را نشان دهد بیست میلیون نفر پشت او بودند او فقط توانست نشان دهد خود و اطرافیانش افرادی بی لیاقت هستند که جرات ندارند حتی بگویند ما نمی توانیم با اختیارات فعلی تکان بخوریم . خاتمی سخن از افزایش اختیارات رئیس جمهوری می کرد اما هر دو دوره هرگز نخواست از موقعیتی که دارد برای عملی کردن این گفته ها استفاده کند. خاتمی باید بداند سیاست رهبر همان سیاست است اما جامعه ایران جامعه ی 12 سال پیش نیست او مطمئن باشد با شکستی تحقیر آمیز از انتخابات ریاست جمهوری بیرون می رود. مردم دیگر گول فریب کاری او را نخواهند خورد . خاتمی و احمدی نژاد دو روی یک سکه هستند، اصلاحاتی در ایران وجود ندارد که کسی نام اصلاح طلب را بر خود بگذارد. انتخابات در ایران فقط یک بازی برای فریب اذهان است و نتیجه آن هر چه که باشد به نفع مردم نخواهد بود .
اصلاحاتی که در نظر مردم ایران است جدایی دین از سیاست است، کنار رفتن رهبر از صحنه سیاست ، آزاد کردن فعالیت های اقتصادی و کنار کشیدن حکومت از بازار های اقتصادی، لغو احکام ضد انسانی، آزادی زندانیان سیاسی و رفع قفل خفقان از جامعه، آزادی عمل احزاب و گروه های سیاسی، رفع فقر و گرسنگی از مردم و برقراری عدالت اجتماعی، اصلاح قانون کار و حمایت از کارگران و رفع بیکاری ، مبارزه واقعی با مفاسد اقتصادی از جمله آقا زاده ها و سران حکومت و معرفی به مردم و قطع دستان آلوده به دزدی ثروت های ملی است . فقط این مورد آخر را در نظر بگیرد آیا نظام می تواند رفسنجانی،طبسی،حداد عادل،لاریجانی،مکارم شیرازی و... را از حکومت کنار گذارد؟ این اصلاحات فقط وقتی عملی می شود که جمهوری اسلامی به زباله دان تاریخ فرستاده شود باید دانست و به ان معتقد بود که این حکومت اصلاح ناپذیر است و باید از بین برود .
آرسام مصباحی
24 اکتبر
انگلستان
web counter
Temp: BY Milad (Miloe)