Tuesday, February 19, 2008
سالروز پرواز خسرو گلسرخی/ اینها آرمان های من هستند
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

امروز در ایران مراسمی به مناسبت سالروز مرگ خسرو گلسرخی شاعر توانای فداییان برگزار شده است. کسی که خونش به ناحق توسط حکومت جهل و نادانی حکومت وابسته و ننگین پهلوی ریخته شد.
امروز این بزرگ مرد تاریخ ایران این چنین در آرامگاه محقرش آرام گرفته است و سنگی قبری دارد که روی آن در یک کلام خودش را به همگان معرفی میکند
«شناسنامه من جز اسم مردم چیز دیگری نیست،
من خونم را به توده های
گرسنه و پا برهنه ایران
تقدیم میکنم»
علاقه من به شخصیت های چپ از بیژن جزنی ،خسرو گلسرخی تا ارنستو چه گوارا شاید سبب شده است برخی گمان کنند من هم یک چپی هستم.با آنکه من در مبارزه هرگز مرزی برخی خود قائل نبودم و همواره سعی کردم یک من کامل باشم تا از کسی الگو برداری کنم گرچه هرگز نتواسنتم چنین باشم و در مبارزه با مشکلات بسیاری مواجه بودم و البته کمبود های بسیاری داشتم. اما من هرگز یک چپی نبوده و نیستم چون اصولا برایم چپ و راست معنی ندارد.
من برای اهدافی چون آزادی اندیشه و بیان ، برقراری قوانین حقوق بشری،جدایی دین از سیاست،تقسیم عادلانه ی ثروت،فقر زدایی و
عدالت اجتماعی و حمایت از مظلومان و...تلاش میکنم و به نظرم عادلانه نیست بگوییم اینها فقط در چپ یا راست یا هر طیف دیگری
میسر می شوند این آرمان های بزرگ در سایه تلاشی بزرگ میسر می شوند که به نظرم با تلاش توده ها به وقوع خواند پیوست. من فقط یک آزادی خواه ملی گرا هستم نه مارکسیست نه کمونیست نه سوسیالیست ونه هر عنوان ساختگی دیگری
خسرو گلسرخی را دوست دارم چون مردم پرست بود، بیژن جزنی را دوست دارم چون یک فیلسوف بود و چه گوارا را دوست دارم چون یک آزادی خواه ضد امپریالیسم بود.
اما دکتر محمد مصدق را را هم یک بی همتا می دانم او دیگر چپی نیست او یک وطن پرست ملی گراست یک آزادی خواه به تمام عیار
یک اسطوره مبارزه با استعمار
اما خدا را هم دوست دارم ومعتقدم نیروی فراتر از وجود و ذهن آدمی هستی را کنترل میکند و او کسی نیست جز اهورای پاک. آنی که دراوج نا امیدی از فرش مرا به عرش می برد آنی که با تمام داشته و نداشته هایم درعمق وجودم به او معتقد و عاشقش هستم.
این اهداف و این آرمان های بزرگ شاید تنها با یک انقلاب درونی میسر می شد که خوشبختانه در من رخ داد . لازم بود برای برداشتن یک قدم به سمت جلو چند قدم به عقب رفت و من در بدو حضورم در اینجا چنین کردم امروز نه تنها از آنچه کردم پیشمان نیستم بلکه هر روز بیش از روزهای قبل به لزوم انجام چنین کاری معتقد می شوم.
2/19/2008
(در نظر آنان که پرواز را نمی فهمند هر اندازه که بیشتر اوج بگیری کوچکتر به نظر می رسی)
پ ن
web counter
Temp: BY Milad (Miloe)