Friday, December 7, 2007
با این وضعیت وخیم،از آن ما شاید که آینده
شانزدهم آذر یاد آور حماسه ی دانشجویان آزادی خواهی است که در تمام ادوار تاریخ در مقابل بیداد قد علم کرده اند . حماسه 16 آذر همه ساله نشان دهنده ی اتحاد نیروهای دانشجویی و اعتراضات گسترده نسبت به وضعیت کشور بوده است . این اعتراضات مختص به یک حکومت نبوده و در گذشته نیز این روند موجب هراس حکومت ها شده است. مطمئنا تا به امروز حکومت دموکرات در ایران حضور نداشته است و در تاریخ 100 ساله اخیر ایران دیکتاتوری به وضوح موج می زند.
وضعیت نا به سامان کشور ، فقر و گرانی ،سرکوب عقاید آزاد،بازداشت و شکنجه ی دگر اندیشان،نقض مستمر حقوق بشر ،عدم پاسخگویی مسئولین در مورد اوضاع اقتصادی کشور ،نظام اداری عقب افتاده ،صنعت به بن بست رسیده و...همه و همه سبب آن است که دانشجویان امسال نیز به اعتراض بپردازند.
دانشجو به عنوان نیروی مورد اعتماد مردم که از درون مردم برخواسته است نماینده همه آنهایی است که به وضع کشورشان اهمیت میدهند . آنچه که امسال باعث نگرانی شده است عدم اتحاد نیروهای دانشجویی و بروز اختلاف بین گروه های چپ دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت است . این به طور حتم حاصل نفوذ وزارت اطلاعات در میان دانشجویان و به وجود آوردن تفرقه میان آنهاست . بی شک هیچ نیروی نظامی توان مقابله با خیل عظیم معترضین دانشگاه را ندارد و همانگونه که دیده می شود حتی بازداشت های رهبران دانشجویی نتوانسته است مانع از اعتراضات آنها به سردمداران کشور شود.
به این ترتیب است که وزارت اطلاعات چون قبل به نفوذ در میان دانشجویان روی آورده و آنچه که امروز دیده می شود نتیجه همین کار شکنی است .آنچه که انتظار می رفت این بود که دانشجویان به عنوان مغز متفکر اعتراضات به این مهم توجه داشته و با اتحاد خود بار دیگر شکستی را متوجه نیروی سرکوب کنند.
وضعیت کنونی اپوزوسیون ایرانی به هیچ وجه امیدوار کننده نبوده و هر روز شاهد دو دستگی بیشتری بین آنها هستیم که
این در درجه اول به اقدامات وزارت اطلاعات و در درجه دوم عدم توجه نیروها به خواست های خود و اهدافشان بر می گردد.
از دفتر تحکیم وحدت که خود را نماینده دسته عظیم دانشجویان در سراسر کشور می داند این انتظاری زیادی نبود که امسال خود را با سایر نیروهای دانشجویی هماهنگ کند یا حداقل سایر نیروها را با خود هماهنگ کند تا این چنین دشمن شاد کن نشود . این که چرا نیروهای مخالف هر روز بیش از دیروز از هم دور می شوند به غرور نا بجا و بی هدفی این افراد بر میگردد. ما حتی در اقدامات کوچک خود شاهد اتحاد و همبستگی نیستیم و اینجاست که متوجه میشویم چرا طبرزدی در بازداشت به سر میبرد.
طبرزدی پس از سالها مبارزه و گذشت از تمام داشته هایش به مانند پزشکی حاذق متوجه مشکل مبارزه شده بود و با روی آوردن به همبستگی با نیروها به سمتی میرفت که حداقل می توانست سبب اتحاد میان چندین گروه مخالف نظام شود . وزارت اطلاعات نیز می داند اگر روزی اتحاد میان نیروها میسر شود آن روز باید کشور را از دست خود خارج ببیند به این ترتیب است که طبرزدی هایی را که فکر همبستگی در سر دارند بازداشت میکند
با نهایت تاسف باید اعلام کنم آنچه که امروز وجود دارد نامش مبارزه با حکومت وقت نبوده و تنها نامی که می توان برایش برگزید مبارزه عقاید با هم است . مبارزین به طور عمده هدف را فراموش کرده اند و منتظر آن هستند که تا به جنگ با گروهی بپردازند که می خواهد اقدامی مفید انجام دهد . آنچه که عرق شرم را بر پیشانی هر وطن پرست ایرانی سرازیر میکند این است که رژیم اسلامی حتی با وضعیت فعلی هم متحد تر از نیروهای مخالفش عمل میکند و باندهای راستی و چپی درون این نظام هم تنها هدفشان حفظ نظام است و علی رغم اختلافات شدید میان این افراد هرگز یکی دامن دیگری را بالا نمی زند . از نیروهای مخالف این نظام انتظار می رود حداقل به خاطر هدف مشترکشان اینگونه رفتار نکنند واتحاد را از مسئولین نظام اسلامی یاد بگیرند . مشکل ما ایرانی ها آنجاست که هیچ کدام حاضر نیستیم از خود بگذریم تا به هدف برسیم . باز هم با نهایت تاسف باید بگویم این گونه رفتار ها نشان می دهد هدف گروه های مخالف نظام اسلامی سرنگونی این نظام نیست و هر گروهی به آنچه که خود می اندیشد عمل میکند نه آنچه صلاح کشور است!
ادامه این رفتار سبب تقویت نظام اسلامی و شکست بزرگ دیگری برای اپوزوسیون ایرانی خواهد شد . در روزهایی که کشور بیش از پیش نیازمند اتحاد نیروهاست اپوزوسیون آنچنان از هم گسیخته عمل میکند که دشمن شاد کن شده است .
ما به هیچ وجه مردم متمدنی نشان نمی دهیم و در نمونه کوچک برای دفاع از یک زندانی سیاسی شاهد چندین کارزار و کمپین هستیم اینجاست که باید متوجه فریاد دروغین اتحاد اتحاد و عدم درک و فهم صحیح این افراد با معنی اتحاد باشیم وگرنه همه با هم حداقل تا آزادی این زندانی سیاسی متحد عمل می کردند. متاسفانه تمام دسته های مخالف حتی در نوشتن مقالات هم به نوعی به گروه دیگر اعلام جنگ میکنند و مقاله را به نوعی نگارش میکنند که واکنش هایی را سبب شود . نمونه آن را هم در مورد دکتر محمد مصدق شاهد هستیم که دسته ای فارغ از آنچه که نیاز کشور است به فکر تخریب ایشان و دسته ای هم به فکر دفاع از ایشان هستند و به این ترتیب مبارزه تنها حلقه ی فراموش شده ی این زنجیر بلند بی اعتمادی است .
هدف در این مبارزه فراموش شده است و این وضع مبارزه را وخیم تر از دیروز می کند نتیجه آن می شود که نسل جوان ایران با تمام خواست های و آرزو هایش منفعل تر از دیروز می شود و آن که در این میان سود می کند نظام جمهوری اسلامی است . آقایان خانم ها گرچه میدانم در گوشتان نمی رود به خاطر جوانان ایران از این ماجراجویی و بازی شرم آور دست بردارید و با آرزوهای مردم خود این چنین نابخردانه بازی نکنید.
12/07/2007
web counter
Temp: BY Milad (Miloe)