Monday, April 22, 2019
مافوق آرامش، ماورای عشق ... و او آمد
تمام نگاهم خیره به تابلوی اعلان است. پرواز دوحه به لندن به زمین نشست. نفسم بالا می‌آید. هیترو به چشمم نمی‌آید و خیره به دیدارشان هستم. سر به زیر و مصمم و اندکی خسته از پرواز. چمدان سنگینی که نشان از همان نگرانی‌های همیشگی دارد پر از تمام وسایلی که در طول سفر احتیاج دارد. با آنکه دیگر شهروند بریتانیا شده و در این اینجا خانه هم دارد اما او مراقب همه چیز هست و برای همه چیز برنامه دارد. جلو می‌آید با لبخند و عشق، در آغوشش می‌کشم. خواهرم را به همراه دارد. بوی عشق می‌دهند و چه زیباست دیدن این دو کنار هم. او همان مرد لحظه‌های سخت و تلخ و همان معنی ایثار و شهامت است. 12 سال پیش خطر کرد و مرا نجات داد. می‌گوید برویم خانه من پریزاد می‌گوید نه به ما خانه می‌رویم. در خانه پرسیدم قهوه، کاپوچینو، آب میوه؟ منتظر بودم مثل قبل بگوید هیچ کدام که گفت کاپوچینو و آب میوه. اولین تغییر!می‌گویم استراحت کنید می‌گوید من خسته نیستم برنامه چیست؟
توضیح می‌دهم پیشنهادی که داده بود و منه #برانداز را به چالشی دعوت کرده بود که برایم عجیب بود. پرسید همان آدم قوی سابق هستی گفتم اره. می‌گویم این و این و آن را هماهنگ کرده‌ام نگرانی در چهره‌اش مشهود است. می‌گوید یعنی من آخر این ماه تمام وسایل را در ایران تحویل می‌گیرم می‌گویم بله مشکلی نیست. خسته است مشخص است به قول خودش تنها عشق به ایران به من انرژی می‌دهد. خواهرم نادیا به او می‌گوید میلو لباس عوض کن. برایم از یک‌سو نفرتش از رژیم جنایت پیشه و از سوی خدمتش به این کشور مرا در یک دو راهی عجیب گذاشته.قوی و بدون حاشیه در برابر همه ایستاده و می‌گوید فقط آرسام می‌تواند. طعم واقعی حمایت را این یک سال از او دیدم، تمام قد. سمت می‌دهد، حمایت می‌کند  و اعتماد. او نشان شهامت و شجاعتش را به همراه دارد. دیگر از آن آدم نیمه مذهبی که نماز می‌خواند هم خبری نیست منتقد شماره یک اسلام شده و از اسلام هراس دارد. بوی وطن می‌دهد  و در میان حرف‌هایش عشق به وطن، اعتقاد به اخلاق موج می‌زند. از وطن که می‌گوید انگار کتاب خاطرات و تالمات پیشوایم، دکتر مصدق را تداعی می‌کند به راستی که شاگرد مکتب اوست.می‌گویم می‌خواهی بخوابی یا بیدار می‌مانی؟ پریزاد پیش‌دستی می‌کند نه مشروب می‌خوام بیارم، بیداری. می‌گوید نه برای من آبجو بیاور مشروب برای بعد. اخبار ایران را در گوشی‌اش دید می‌زند خشم و ناراحتی و کنترل خشم! دومین تغییر. می‌گوید ولش کن حوصله اخبار تلخ ندارم.
 این روح سرکش، این آتش‌فشان انرژی و این کنترل اوضاع. او بوی پختگی و بلوغ می‌دهد، فراری شده از تمام شلوغی ها. دیگر آن جوان سرکش و عصبی سابق نیست و در سی‌و‌یک سالگی نشانه‌های یک انسان کامل را دارد. مصدقی‌ای است به قول خودش و عجیب نیست.
مدارک را نشانش می‌دهم ریز می‌شود! همه چیز قانونی است؟ می‌گویم خیالت راحت. روزی که پرسید همان آدم قوی سابق هستی را به یاد می‌آورم. کاری سخت و بزرگ را به سرانجام رسانده و آرام روی مبل لم داده غرق فکر شده افکار بزرگی دارد اما نه ادعایی و نه غروری را نشان نمی‌دهد. دکتر جوان که حتی از آوردن نامش در رسانه‌های رژیم هم امتناع کرده و هیچ دوربین تلویزیونی را به مجموعه‌اش راه نداده. تشنه شهرت نیست و به قول خودش همان بهتر که اسمی از ما نباشد من عاشق این در ظلمات راه رفتن ها هستم. شبیه همان چیزی که در ویدیو کنفرانس ها می بینم جدی در کار و انعطاف پذیر در مسائل عاطفی با دیدن ویدیو سیل‌زدگان مهدی یراحی و بوسه مرد کشاورز بر گندم‌های زیر آب سری به با تاسف تکان می‌دهد و در کمتر از چند ثانیه اشک در چشمانش. باز هم خودش را کنترل می‌کند و با ذکر اینکه این رژیم باید نابود شود حرصش را خالی می‌کند.
 پریزاد غرق در صحبت با نادیاست. او از ایران می‌گوید و دلبستگی ها و خستگی ها و مثل همیشه سفره دلش را برای من باز می‌کند و من تاکید می‌کنم به درد  نمی‌خورد فراموشش کن. می‌گوید من خالی از عاطفه و خشمم و می توانم هر لحظه‌ای تصمیمات سخت بگیرم و روی احساسم پا بگذارم می‌دانی من بهترین تصمیم‌ها را در بدترین شرایط می‌گیرم. سومین تغییر. او را راست می‌گوید همیشه قمارهایش می‌گیرد.
نادیا را قائم‌مقام خودش کرده، برج سهند در اختیار اوست. از کار کردنش می‌پرسم می‌گوید او در هر نقطه‌ای که بایستد بهترین عملکرد را دارد. قسمت عمده‌ای از نگرانی‌هایم را او رفع کرده و در این قحطی آدم به درد بخور او جور همه را می‌کشد. از مجوز وزارت خارجه می‌پرسد و نگرانی‌اش را رفع می‌کنم. می‌گوید با این اوصاف من الکی به لندن آمدم همه چیز حل است دیگر دفتر را تکمیل کن و امضا بزن من برم، و لبخندی می‌زند. این همه انرژی، شتاب، دقت، هوش را در زیر چهره‌ای پنهان کرده که حتی با ظاهرش هم نمی‌خواهد آن را نمایان کند. داستان سر کار گذاشتن افسر پلیس در تهران را به یادش می آورم و با خنده می‌گوید دیگر حال مردم آزاری ندارم. چهارمین تغییر. همه چیز دارد پول و قدرت و نفوذ اما انگار.
گوشه‌ای از قلبش آنچنان نا‌آرام است که هیچ‌کدام ارضایش نمی‌کنند او نه تنها بوی مصدق می‌دهد بلکه در مسیر مصدق دوم قرار گرفته روحش برای ایران نگران است. می‌پرسد آرسام خونه من چه طوره؟ می‌گویم دیروز گفتم نظافتش کردند. کلید را می‌گیرد و می‌گوید من برم حمام و بر می‌گردم اصرار برای حمام رفتن در خانه ما هم قطعاً فایده ندارد او قوانین و قواعد خودش را دارد. می‌گوید اینجا لندن است نه ایران می‌دانمش ب باید خانه خودم بخوابم و خونه خودم حمام بروم خانه شما هتل من نیست در زیر سایه لبخند می‌توانم اعتقادش بر حرفش را هم بفهمم. گرچه پریزاد می‌گوید اینجا لندن هست ولی ما ایرانی هستیم ناراحت میشم بری خونه خودت و با ایستادن مقابلش متقاعدش می‌کند، چند کلام زمزمه وار و آرام بینشان رد و بدل می‌شود و می‌گوید باشه باشه. اینجا دقیقاً خانه خودت هست. اینجا برای ما ایران هست رفیق یا تو می‌آیی یا ما می‌آییم.
 
Tuesday, November 29, 2016
مجلس، قوه قضاییه، رییس جمهور و سید علی خامنه ای، آیا داعش زاییده تفکر جمهوری اسلامی است؟
فیدل آخرین مبارز، آخرین مرد آمریکای جنوبی و کسی که مبارزه را به پول و ثروت خانواده اش ترجیح داد هم رفت. من به اصل انقلاب کوبا و راه فیدل معتقدم اما در مورد آنچه تحریم های جنایتکارانه آمریکا بر سر این انقلاب ستمدیدگان آورد کاری ندارم و اصولاً بحثی هم با کسی ندارم.
امروز می خواهم از مرگ فیدل خط بگیرم و به راهی که بیش از یک دهه است در آن قدم بر می دارم نگاه کنم. به عنوان کسی که از ابتدا هم خود را فعال حقوق بشر نمی دانست و هنوز هم نمی داند چون این کار مستلزم دانستن علم حقوق است که تخصص من نیست به عنوان یک مخالف و به قول رژیم ایران یک برانداز خود را شناختم و هنوز هم خود را فردی می دانم که به هیچ وجه به اصلاح این نظام اعتقادی ندارم و از هیچ تلاش به دور از خشونتی برای نابودی این نظام اهریمنی دریغ نمی کنم.
امروز که به ده سال اخیر این حکومت نگاه می کنم بیش از هر زمانی به آنچه که انجام دادم و می دهم معتقدتر می شوم. با نظامی روبرو هستیم که تمامی اصول حقوق بشری و انسانی را زیر پا له کرده و آزادی مردم را به رسمیت نمی شناسد. رژیمی که مخالفت این اقدامات غیر قانونی و غیر انسانی را در هیچ سطحی را برنمی تابد و مخالف را حتی اگر نماینده مجلسی باشد که از هفت خوان شورای نگهبان سرکوبگری گذر کرده باشد و به مجلسی رسیده باشد که مجلسی تشریفاتی و ناتوان است و فقط نام مجلس نمایندگان ملت را یدک می کشد.
 در مورد مجلسی صحبت می کنیم که با یک پیغام خامنه ای می تواند تعطیل شود و با یک اخم اوسرنوشت یک تصمیم گیری مهم مملکتی را به فراموشی بسپارد. در چنینی حکومتی که نماینده بیش از 13 میلیون نفر تهرانی وقتی از رییس قوه قضاییه ای توضیح می خواهد که خود را به هیچ نهادی پاسخگو نمی داند با حکم جلب روبرو می شود من به انگ براندازی که بر روی پیشانی ام خورده افتخار می کنم. امروز که رژیم اسلامی قانون اساسی خود را پاره کرده و به آن ملزم نیست من به رادیکال فکر کردن هم افتخار می کنم.
نماینده این ملت از آملی لاریجانی می خواهد توضیح دهد پول حاصل از درآمدهای قوه قضاییه را کجا برده اید و 63 حساب بانکی تو با سود ماهیانه بیش از 200 میلیارد ریال کجاست و چرا به حساب شخصی تو که اصالت عزیزان یهود را هم داری واریز شده است با چوب و چماق بدستان این قوه روبرو شده است و به او انگ وابستگی و جاسوسی و نفوذ می زنند.
دیگر نماینده این مجلس علی مطهری که فرزند یک تئورسین این نظام است و پدرش حاصل عمر خمینی بوده اجازه صحبت کردن در شهری را ندارد که به قول اقایان کنسرت و شادی ممنوع است. آقای دادستان مشهد که ریشه افغان هم داری و از ظاهر پلیدت هم هویداست تو در کجای قانون نشسته ای که خود را به تنهایی در برابر رای 13 میلیون تهرانی قرار داده ای؟ قانون جایگاهش کجاست که مردم ما هنوز نمی دانند و پای صندوق رایی صف می کشند که نمی دانند خروجی آن یک فرد ناتوان و هیچ کاره است.
هموطنان عزیز ایراد کاری که من 12 سال است به آن معتقدم و با آن مبارزه کرده ام این است که من و شما در مورد سرنوشت خودمان و کشورمان تصمیم گیرنده نیستیم و در سایه این نظام غیر قانونی علی خامنه ای در همه موارد تصمیم گیرنده یکتا و بدون مخالف است. من و شما در پایین تری سطح قانون گذاری که به گفته خمینی ظاهراً قرار بوده در صدر امور باشد به نماینده ای رای می دهیم که بدون هماهنگی خامنه ای نمی تواند یک وزیر را استیضاح کند، این نماینده نمی تواند به نقض قانون توسط ضابط قانون معترض باشد و وقتی  از رییس قوه قضاییه ای که علی خامنه ای آن را منصوب کرده سوال می کند با جلب روبرو می شود چون اصولاً همه کاره خامنه ای است و منصوبین وی فراتر از قانون هستند و به کسی جواب پس نمی دهند و رای مردم برایشان ارزشی ندارند.
در چنین حکومتی که قرار بود در صد امور باشد وقتی نماینده آن نمی تواند آزادانه سخنرانی کند و دادستان همین رییس قوه که فیلم رانت خواری و کارچاق کنی برادرش را احمدی نژاد در صحن علنی مجلس نشان داد و زمین خواری دیگر برادرش هم اثبات شده و خودش هم متهم به اختلاس است در مشهد مانع سخنرانی نماینده مردم است انتظار دارید حرف شما به کرسی بنشیند؟
در این میان من به آقای دکتر محمود صادقی نماینده تهران به واقع احترام می گذارم که همچنان خود را ملزم به رعایت قانونی می داند که به رییس قوه قضاییه آن ایراد وارد کرده است اما به دادسرا می رود و با قرار کفالت آزاد می شود. این احترام به قانونی که وجود ندارد واقعاً زیبنده یک حقوقدان و اصلاح طلب است.
در این کشور قدرت در هرمی تقسیم شده که در راس آن خامنه ای نشسته و در دو ضلع دیگر سپاه و قوه قضاییه قرار دارد. در این هرم بی قانون اصولاً مردمی هیچ جایی ندارند و نمایندگان مجلس و رییس جمهور قطعات پازلی هستند که این سه راس در کنار هم می گذارند تا اموراتشان انجام شود و به نوعی کارگران آنها هستند.
سپاه در اقتصاد، امنیت، سیاست، صنعت، کشاورزی، راه سازی و مسکن، تجارت و بازرگانی و در قاچاق مواد مخدر و کالا همه کاره  است و رییس جمهور تنها نظاره گر این داستان است. از رییس جمهوری صحبت می کنم که نمی تواند یک کنسرت و یک سخنرانی را بدون دردسر برگزار کند، از رییس جمهوری صحبت می کنم که وزیر کشور آن که منتخب مجلس و مهره رییس مجلس آن است، مصوبه و مجوز برگزاری سخنرانی اش را قوه قضاییه ابطال می کند و این رییس جمهوری پاسخی جز شرمسار بودن ندارد.
من از رییس جمهور گله ای ندارم چون ریاست جمهوری در ساختار قدرت این نظام هیچ کاره است وهمانطور که در دوره احمدی نژاد دیدید توان برکناری وزیر اطلاعات خود را هم ندارد و وزیر فرهنگ منتخب مجلس نمایندگان مردم نمی تواند یک کنسرت در مشهد و قم و بسیاری از شهرها برگزار کند. این نظام از ابتدا ساختار دیکتاتوری داشت و امروز داعش زاییده تفکر ولایت فقیه خامنه ای است. من تفاوتی بین خامنه ای و ابوبکر بغدادی نمی بینم. قتل عام مخالفین، زندان و شکنجه و سرکوب دگر اندیشان، روزنامه نگاران، معترضان و حتی افراد معترض از بدنه حاکمیت مثل نمایندگان مجلس و وابستگان به دولت در این نظام یک اصل اساسی و قانون اساسی در سایه محسوب می شود که فراتر از قانون اساسی مصوب است.
من برای چنین نظامی با چنین شاخص های عجیبی سرنوشتی جز سقوط نمی توانم متصور باشم و همچنان به راه و فکر خود که نابودی کامل این رژیم توتالیتر است معتقدم و ایستاده ام. امروز یقین پیدا کرده ام که آن افراد ظاهرا اپوزوسیونی که سال ها پیش به من ایراد می گرفتند تندروی می کنی و رادیکال هستی اشتباه کرده اند و رویای اصلاح این سیستم برای شخص من از ابتدا وجود نداشت که اینها به آن فکر می کردند. مبارزه و نافرمانی مدنی را اگر در کنار افزایش وحشتناک فساد و سرکوب در این رژیم قرار دهیم باور خواهیم کرد که این رژیم رفتنی است و تاریخ حکومت و انقلاب های شکست خورده را اگر بنگریم همگی سال های قبل از سقوطشان صدرصد مشابه  وضعیت رژیم اسلامی حاکم بر تهران بوده است. نمی توان از حکومتی که به قتل عام و در گور دسته جمعی به خاک سپردن مخالفین خود افتخار می کند انتظار احترام به انسان ها را داشت و نکته جالب آنجاست که رژیم به کشتار مخالفین افتخار می کند و کسی که می خواهد داد ما را از ظالمین بستاند کسی نیست جز پورمحمدی عضو تیم چهار نفره مرگ و وزیر دادگستری فعلی دولت اعتدال. اوضاع حکومت تهران به یک جک خنده دار تبدیل شده که عضو تیم کشتار 67 وزیر دادگستری شده و به کشتار خود مفتخر است ولی فرزند آیت االه منتظری (ره) که فایل صوتی ایراد و ابراز برائت پدرش بر این کشتارها را منتشر کرده به جرم افشای این افتخار 21 سال حبس می گیرد. عنان حکومت سیدعلی از همه طرف در رفته و یک نمایش خنده دار و سراسر تناقض است که تاریخ قطعا بعد از سقوطش بیشتر به آن خواهد پرداخت.

لندن/ 29 نوامبر 2016
Wednesday, August 3, 2016
آقای محتشم دیوث را پیدا کردم

به دنبال توهین هرزنامه یالثارات به دست اندرکاران سینما و تلویزیون و سوال این هرزنامه مبنی بر اینکه دیوث کیست به دنبال جوابی برای این سوال بودم. اصولاً دیوث به مردی گفته می‌شود که همسرش زنای محصنه می‌کند و او در این باره غیرت و حسادتی ندارد. دیوث همچنین به معنی کسی است که زن خود را برای رابطه جنسی به دیگران می‌دهد؛ در فقه دیاثت به عمل این فرد گفته می‌شود. فازغ از توهینی که این هرزنامه به این افراد کرده است باید به این مهم فکر کرد عامل افزایش دیاثت در جامعه کیست و چطور شده این روزها اوباش حزب الهی به دنبال جواب سوالشان در بین هنرمندان هستند.
آنچه که مسلم است طی 8 سال زمام داری محمود احمدی نژاد فقر و فحشا در جامعه به شدیدترین شکل ممکن افزایش یافت و گرسنگی مردم تا جایی پیش رفت که جنتی در سخنانی مردم را به خوردن یک وعده غذایی دعوت کرد و از احتمال قحطی و مقاومت مردم ایران سخن گفت. از فقر همواره به عنوان دلیلی برای فحشا صحبت می شود و از اینکه عمده مردم ایران زیر خط فقر زندگی می کنند همگان با خبر هستند و پایه حقوق 800 هزار تومانی وزارت رفاه و کار سندی بر این ادعاست.
بیش از 12 سال تحریم و کاغد پاره خواندن قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران و نزول اقتصاد اسیب پذیر این کشور باعث شده امروز دولت روحانی علیرغم تمامی تلاش های خود تنها به آوار برداری از اقتصادی مشغول باشد که بنیان های آن آسیب اساسی دیده اند. تخریب برجام و متعاقب آن مصاحبه های مکرر رهبر ایران علیه آن نه تنها نشان از قطع دست گروهی از افراد سودجو و اختلاس گر از اقتصاد دارد بلکه نشان از اجرای صحیح آن توسط دولتی دارد که شاید بعد از دولت دکتر محمد مصدق بزرگ تنهاترین دولت ایران باشد. اقدامات اساسی این دولت در جهت رفع مشکلات اقتصادی و تلاش در جهت رفاه مردم در طول تاریخ نظام اسلامی بی سابقه بوده است و همزمان با این اقدامات هجمه دلالان تحریم و قاچاقچیان بزرگ اقتصادی در جهت تخریب این دولت هم سابقه است.
سپاه پاسداران و قرارگاه خاتم الانبیا آن به عنوان بزرگترین مفسد اقتصادی کشور با بودجه ای سرسام آور که در میان مخالفان دولت و فعالان رسانه ای مخالف پخش کرده سعی بر سهم خواهی هرچه بیشتر از دولت دارد و از اینکه دولت هر روز با اقداماتی اساسی دست آنها را از بیت المال قطع می کند ناراضی هستند.
نابودی اقتصاد کشور، افزایش فقر، نابودی صنعت و تولید، ورشکستگی بنگاه های کوچک اقتصادی، فرار مغزها به سبب سرکوب آزادی بیان و نبود امکانات و فضای رشد، افزایش آلودگی های زیست محیطی، تبدیل بازار کشور به بازار کالا های بی کیفیت چینی و سر آمد همه تبدیل دو شرکت بزرگ خودرو سازی کشور به مونتاژ کار خودروهای چینی همه و همه نتیجه حاکمیت آقایان دلواپس بر کشور است و دولت روحانی طی 4 سال آواربرداری از این افتضاحات تنها 6 ماه است که علی رغم فشارهای داخلی و خارجی فارغ از بخش عمده ای از تحریم ها توانسته دست به جراحی اقتصاد بیمار ایران بزند.
برای من به عنوان یک مخالف نظام اسلامی که همواره خواهان سرنگونی این حکومت و جایگزینی یک حکومت دموکرات به جای آن بوده ام اقدامات این دولت در جهت مقابله با تبعیض و فساد مورد احترام است گرچه انتقاداتی هم به عملکرد آن دارم ولی نمی توانم این دولت را با بخش دیگری از حکومت اسلامی یکی بدانم.
تلاش این دولت برای مقابله با فقر که منجر به کاهش فحشا در جامعه نیزخواهد شد توسط اصولگرایان و دلواپسان مورد حمله قرار دارد و این افراد از اینکه نمی تواند دیگر دست در سفره کوچک مردم ایران ببرند نگران و عصبانیند. آیا افرادی که باعث افزایش فقر و فحشا در جامعه شده اند خود فرمانده اصلی دیاثت در جامعه نیستند؟ ایا افرادی که مردم را به خوردن یک وعده غذایی و تحمل گرسنگی دعوت می کنند مصداق بارز دیوث نیستند؟ آنهایی که قطعنامه های شورای امنیت را کاغذ پاره می خواندند دیوث نیستند؟ افرادی که فسادهای هزار میلیاردی شان رکورد اختلاس در دنیا را شکست و باعث فقر مردم شدند همان مصدایق بارز دیاثت نیستند؟ آن فردی که نظراتش به دولت احمدی نژاد نزدیک بود و امروز هم پاسخگوی این نزدیکی نظراتش به او نیست دیوث نیست؟ او که طی 8 سال افتضاح سیاسی احمدی نژاد کلامی انتقاد از او و دولت فاسدش نکرد و امروز زبان باز کرده دیوث نیست؟ چرا 8 سال  پیش زمانی که دارایی های کشور بلوکه می شد و کشور غرق در تحریم گشته بود سخن نمی گفت؟ چرا جسارت و شجاعت پذیرش اشتباه را ندارد و به مردم نمی گوید من با پذیرش حسن روحانی و نرمش قهرمانانه فعل غلط کردم را صرف کردم. چه شده که امروز نگران معیشت مردم شده ای آقای خامنه ای؟ 8 سال پیش کجا بودید که ارزش پول مملکت از کاه هم کمتر شده بود؟ امروز چرا به یادتان افتاده بر سر مردم برای نوع پوشش بزنید چرا امروز یاد ولنگاری فرهنگی افتاده اید؟ زمانی که احمدی نژاد از لولو بردن و سوختن اونجای آمریکا می گفت کجا بودید؟ زمانی که اعدام خیابانی انجام می دادید یاد فرهنگ نبودید؟ امروز چرا پارازیت را مهمان همیشگی ماهواره های مردم کرده اید؟ چرا رسانه های مخالف اصولگرایان را با پارازیت همراه کرده اید و در کمال تعجب شبکه های پورن ماهواره ای در ایران کاملا بدون مشکل پخش می شوند. دستتان از بیت المال کوتاه شده آقای خامنه ای سخت است اینکه مردم برای شما تصمیم بگیرند و شما نمی توانید به مانند دولت احمدی نژاد هر چه می خواهید را بر سر مردم آورید. اگر به فکر معیشت مردم بودید هزینه بیش از 8 کشور در دنیا را نمی دادید. بحرین، فلسطین، لبنان، عراق، سوریه، نیجریه، یمن، ونزوئلا را از هزینه ها کسر کنید آنچه می ماند معیشت مردم را به بهترین شکل ممکن تامین می کند. هزینه گردن کلفتی و مفت خوری های حزب الله لبنان برای رفع مشکلات معیشتی مردم کافیست.
 ایران کشوری ثروتمند است اما حاکمان سودجو آن راه را به زندگی راحت مردم بسته اند و نفس مردم را به شماره انداخته اند در چنین حکومت فاشیستی توتالتیری چگونه می توان انتظار داشت یک دولت بتواند همه مشکلات را رفع کند؟ وقتی سیاست های ناسالم بر کشور حاکم است و دولت چه مخالف و چه موافق تنها مجری آنهاست. در حکومت جزیره ای نمی توان انتظار داشت دولت بتواند قدرت را از دست سپاه، حزب الله، اصولگرایان، حضرات آیات و اقازاده ها بگیرید و در جهت خدمت به مردم به کار گیرد. از این رو تنها راه نجات کشور نابودی این حکومت و تغییر کامل آن است.
جدا از هر بحثی این چند دستگی در کشور مرا نسبت به آینده سیاسی ایران امیدوارتر کرده است و یقین دارم عمر سیاسی حکومت اسلامی با شعله ور تر شدن اختلافات داخلی به شدت کاهش یافته و در آینده ای نه چندان دور شاهد اضمحلال و نابودی این حکومت خواهیم بود. آتش اختلاف بین نیروهای مسلح این نظام از یک سو، اختلاس و رانت خواری سپاه از سوی دیگر، افزایش تنش های شدید بین اصولگرایان و اصلاح طلبان و از سوی دیگر احتمال فراوان پایان عمر علی خامنه ای و خلع قدرت ناشی از آن همه و همه نشان از روزهای خوب برای کشور  دارد و مردم ایران به عنوان گردانندگان اصلی این شطرنج می توانند با استفاده از این شرایط ضربه نهایی را به این حکومت وارد کرده و حکومت کیش شده را مات کنند.
 
انتخابات آینده انتخاباتی بسیار حساس در سرنوشت این حکومت است و نظام برخلاف تبلیغات رسانه ای قطعاً سعی بر حفظ دولت روحانی به منظور افزایش عمر خود خواهد داشت و مطمئناً اگر دولتی شبیه دولت احمدی نژاد بر سر کار آید اپوزوسیون باید با بهره گیری از مخالفین داخلی تشکیل دولت در تبعید به منظور آمادگی اداره کشور پس از این حکومت را در دستور کار خود قرار دهد. امروز که کمتر از یکسال به انتخابات اینده نزدیک هستیم بیش از هر چیز باید به آینده با نگاهی دقیق نگریست و تمامی وقایع کشور را زیر نظر داشت. حکومت اسلامی به شدت ضعیف و آسیب پذیر شده است و هرگونه اقدامی در جهت افزایش نارضایتی مردم می تواند راه اپوزوسیون را برای اداره آینده کشور هموار کند. حکومت اسلامی با افزایش اختلافات داخلی به طور قطع رفتنی است و امروز آنچه که مهم است حفظ اتحاد و بررسی شرایطی است که در آینده پیش رو خواهد بود. آینده ایران بدون جمهوری اسلامی بسیار روشن است ولی باید برای روزهایی که خلع قدرت در ایران به وجود خواهد آمد برنامه داشت. کردستان، سیستان و بلوچستان، خراسان، آذربایجان و خوزستان در گوش تا گوش این خاک دوست داشتنی نقاط بسیاری حساس از جهت حفظ امنیت کشور هستند و اگر دولت در تبعید برای کنترل این نقاط قبل از فروپاشی این نظام برنامه ای نداشته باشد به طور قطع با معضلات عمیق امنیتی به منظور حفظ یکپارچگی ایران و جلوگیری از تجزیه روبرو خواهد بود.

در آخر باید به هرزنامه یالثارات هم عرض کنم پاسخ سوال این اوباش بسیار روشن است. دیوث در ایران اصولاً حزب الهی ها، اصولگرایان و طرفداران خامنه ای و به طور کلی مخالفین دولت منتخب مردم ایران هستند که باعث این فلاکت و فقر و فحشا در کشور شده اند و جواب این سوال کاملاً واضح است و اینکه آقایان چرا پاسخ آن را در بین خودشان نمی یابند هم نشان ازبی شعوری سیاسی و اجتماعی خودشان دارد.

Saturday, February 6, 2016
آزولا در مرداب عمال احمدی نژاد

دکتر بهزاد قره ­یاضی، 56 ساله متولد تهران، فوق دکتری ژنتیک گیاهی ازموسسه تحقیقات بین المللی برنج ، رییس پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی ایران، رییس امور پژوهشی و فناوری سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور.
من می خواهم به خودم جرات بدهم و بگویم مردی که آزولا را وارد کشور کرد و تالاب انزلی امروز گروگان همین سرخس سمج هست.
از افتخار و پژوهش در حوزه کشاورزی چیزی کم ندارد، مردی با جرات، پژوهشگر نمونه با صدها طرح پژوهشی و مقاله در حوزه تخصصی خودش. این همه افتخار اما همه و همه در سایه یک اقدام علمی متاسفانه ناموفق گیر افتاده است. دکتر قره¬یاضی نازنین که برنج تراریخته او را بیش از پیش روی زبان ها انداخت و در یازدهمین کنگره زراعت و اصلاح نباتات در دانشگاه شهید بهشتی در مرداد 89 در اوج فشارهای دولت کودتایی احمدی نژاد روی مخالفان بر جنتی و شورای نگهبان جسورانه تاخت امروز مورد هجمه عمال احمدی نژاد قرار دارد. در آن مراسم دکتر قره­یاضی با طعنه به جنتی گفت باید با همان فرمولی که جنتی همچنان در شورای نگهبان کار می­کند از بازنشستگی اجباری اساتید به بهانه کهولت سن جلوگیری کرد.
آقای دکتر آن روز خیلی تشویق شدید حتی بعد از سخنرانی تا نشستن مجدد روی صندلی. فیلم آن مراسم را مشاهده کردم و بسیار خوشحال شدم اما اما ای کاش آقای دکتر هیچ وقت وارد سیاست نمی­شدید تا امروز پژوهش را در حصر سیاست قرار ندهید.
امروز به عنوان آرسام مصباحی با مدرک دکتری کشاورزی صحبت می­کنم نه به عنوان آرسام مصباحی سیاسی چون می­ خواهم از پژوهش و پژوهشگر دفاع کنم.
 بحث گیاهان تراریخته نه تنها در ایران بلکه در همین انگلستانی که من زندگی می­ کنم هم حل نشده است. در این کشورها جان انسان ها بسیار اهمیت دارد، کسی به خاطر آلوده بودن سبزی و مواد غذایی به آرسنیک و جیوه، ازدیاد نیتروژن، فسفر، پتاسیم و فلزات سنگین مظلومانه با سرطان نمی­میرد، در این کشورها سوسیس و کالباس آلوده به حلق مردم ریخته نمی ­شود، آلودگی هوا نفس مردم را به شماره نیانداخته است، در این اروپای آزاد که جان مردم فدای رهبر در صبحگاه های مدارس و پادگان ها نمی­ شود، در همین اروپا هم که به مردم به خاطر دفاع از رای شان گلوله نمی زنند و رهبران معترضین را در خانه حبس نمی­کنند، در این قاره سبز که سالانه میلیون ها کشته به سبب تصادفات رانندگی و اشتباهات پزشکی به وقوع نمی­ پیوندد، شرکت پتروشیمی شازند و پالایشگاه و نیروگاهش مازوت تولید و مصرف نمی­ کنند و باعث جهش ژنتیکی و عقب افتادگی در بین مردم و در مرکز آلودگی آن، روستای کزاز نمی ­شوند هم GMo حال و روز خوشی ندارد.
حال و روز خوشی ندارد و کسی نمی­ داند چرا ندارد. فقط می­ گویند نکند جهش ژنتیکی را در بدن انسان سبب شود. دلیل اینکه چرا در آن کشور به برنج GM شما اینگونه می ­تازند برای من واضح است. علتش سلامتی مردم نیست. آقای دکتر علتش تنها و تنها وارد شدن شما به جریان سیاسی بود که نباید واردش می­ شدید. علتش عدم اقرار به پروژه شکست خورده آزولا بود که امروز چاقویی در دست مخالفان سیاسی شماست برای کوبیدن بر طبل خالی شان.
 آقای دکتر قره یاضی ای کاش از همان تریبونی که به جنتی و شورای رد دوست ندارانش تاختید اعتراف می ­کردید پروژه آزولای من به سبب شرایط اقلیمی و ناهماهنگی دستگاه های نظارتی و عدم رعایت اصول کاری به شکست خورد و من با قبول بروز بحران زیست محیطی در تالاب انزلی به این شکست به مانند صدها مقاله ISI و علمی پژوهشی ام می­ بالم. جنایت علیه بشریت نکردید که سال ­هاست زیر سایه این پروژه شکست خورده تحت فشار قرار می­ گیرید. مگر قرار است همه پژوهش ها نتیجه مثبت بدهند؟ مگر می­ شود به مانند مقاله ها و طرح های پژوهشی اساتید دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی در ایران با دیتا سازی نتیجه این پژوهش را هم مثبت اعلام کرد؟ مگر کسی را بابت کشتار مردم در سال 1388، کشته شدن مردم در جاده ها به خاطر خودروهای بی کیفیت داخلی یا مرگ مردم با بیماری های مختلف بر اثر آلودگی هوا دار زده اند که شما را به خاطر آزولا دار بزنند.
اگر امروز عبدالمجید شیخی که دارو ندار پژوهشی اش یک مقاله تحت عنوان بررسي اجمالي مشكلات فرآيند و سامانه گندم، آرد، نان با تاكيد بر نقش ذخيره سازي، آن هم در ژورنالی است که متعلق به جهاد کشاورزی است بر شما می ­تازد و خبرگزاری وابسته به سپاه هم او را عضو سابق هیئت علمی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج جهاد کشاورزی و استاد دانشگاه معرفی می­ کند از علم و دانشش نیست از زور سیاسی اش است و قدرت رسانه ای که سپاه در اختیارش گذاشته است. علتش اشتباه شما در ورود به جریان سیاسی بود که در آن کشور سرکوب شده است. آقای دکتر برای من تحصیل کرده در بخش کشاورزی اظهارات شیخی پشیزی ارزش ندارد و اگر به نظرات مردم هم توجه کنید غیر از موافقان مخالفان هم هیچ دلیل و برهان درست و علمی در جهت رد GMo ندارند.
 به بخشی از صحبت­ های شیخی توجه کنیم تا متوجه شوید ایراد بهGMo در این کشور به خاطر سلامت مردم نیست و سیاسی است.
شیخی می­ گوید: "البته اگرچه تولید محصولات تراریخته در دنیا سابقه‌ای 30 ساله دارد اما هنوز عوارض مصرف این محصولات کاملاً شناخته نشده و بی‌ضرر بودن مصرف آن به اثبات نرسیده است ولی اسنادی نیز وجود دارد که نشان می ­دهند این محصولات آثار زیانبار سنگینی بر بدن انسان و حیوان دارند که در کوتاه مدت ترمیم شدنی نبوده و خطر نابودی نسل ها را در پی دارند".
من خواهش می­ کنم این اسناد را منتشر کنید تا علاوه بر دانشگاه ها و موسسات داخلی، محققین خارجی هم از اسنادی که گویا فقط در کوچه منزل احمدی نژاد وجود دارند با خبر شوند.
عضو سابق هیئت علمی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج جهاد کشاورزی، تصریح کرد: "صاحبنظران علوم کشاورزی و تغدیه به اتفاق آرا باور دارند که تراریختگی موجب تخریب محیط زیست، ذخایر ژنتیکی بومی و مخرب امنیت غذایی یعنی رکن رکین امنیت ملی است. لذا این برنامه یک خیانت است و شورای امنیت ملی باید و موظف است ممانعت کند و بدون مجوز نباید چنین اقدامی صورت گیرد. وظیفه دولت فراهم کردن غذای سالم با تولید مواد غذایی سالم برای مردم است اما دست‌کاری ژنتیک باعث افزایش سرطان و بیماری‌های زیادی می­ شود".
من باز هم خواهش می­ کنم یک سند دال بر اینکه یک متخصص امور تغذیه چنین ادعایی دارد را منتشر کنید.
وی  در پاسخ به این سؤال که هنوز سرطان‌زایی و مضر بودن استفاده از محصولات تراریخته در دنیا ثابت نشده است و از آن طرف هم بی‌ضرر بودن استفاده از این محصولات به اثبات نرسیده و این موضوع دقیقاً همان چیزی است که موافقان تولید محصولات تراریخته برای استمرار تولید به آن اکتفا می‌کنند، پس چگونه است که شما می‌فرمایید این محصولات سرطان‌زاست و یا در مقابل موافقان چه پاسخی دارید، گفت: اولاً اسناد موجود یافته‌های متخصصین تغذیه و کشاورزی هستند که این مسئله را در آزمایشگاه‌ها ثابت کرده‌اند و بنده نیز به یافته‌ های همان متخصصین استناد می کنم.
یک بار دیگر خواهان انتشار این اسناد علمی و محل آزمایشگاه­هایتان هستم. آقای شیخی دنیای علمی دنیای سیاست نیست که هر چه می­خواهید بلغور کنید و به این و آن ربط بدهید. شما با مشتی بسیجی و سپاهی طرف نیستید، با افرادی روبرو هستید که عمر و زمانشان را در پژوهش گذارنده اند.
شیخی می گوید: "امروز در کشورهای اروپایی میوه‌هایی به روش‌های مختلف تولید می‌شود که به لحاظ ظاهری زیباتر، بدون کرم خوردگی و بزرگ‌تر از حد معمول است ولی قیمت چنین تولیداتی از یک میوه کرم خوره کمتر است، چون میوه کرم خورده دست کاری غیر طبیعی و شیمیایی نشده است".
 آقای شیخی من به شما می­ گویم که قطعا تا به امروز اروپا را از نزدیک ندیده اید و تعریف هایتان از کشاورزی ارگانیک با تعریف یک کشاورز بی سواد تفاوتی ندارد. اصلاً در اروپایی که من نزدیک به یک دهه است زندگی می ­کنم میوه کرم خورده در بازار پیدا نمی­ شود و اصولاً چنین تعریفی از کشاورزی ارگانیک یک تعریف جاهلانه بیشتر نیست. محصولات ارگانیک سالم و اتفاقاً شاداب هستند. 
شیخی می­ گوید: "هنوز از امکانات موجود در استفاده از نهاده‌های کشاورزی بطور کامل استفاده نکرده‌ایم".
آقای شیخی ما، مادر مصرف نهادهای کشاورزی را به عزایشان نشاندیم. دیگر از کدام امکانات و پتانسیل صحبت می کنید؟ زمین های کشاورزی کشور به خاطر فرط مصرف فسفر و پتاسیم و نیتروژن دیگر آنها را استفراغ می کنند! آب های زیر­زمینی هم آلوده شده است. از کدام امکانات صحبت می­ کنید استاد دانشگاه قوت آباد؟
شیخی می ­افزاید "کشورهای پیشرفته می ­دانند که دست به چه کار خطرناکی می­ زنند و لذا بیماری ابولا را در افریقا تولید و به خورد مردم مستضعف آنجا دادند و صدها نفر آنها را کشتند و توانستند منفعت بسیاری از فروش داروهایشان ببرند.کشت تراریخته نیز ابتدا در تولید ذرت استفاده شده تا با تولید انبوه سوخت اتانول تولید کنند و جایگزین سوخت های فسیلی کنند و برای آنها ارزانتر تمام شود. خلاصه برای پر کردن جیب خود به هر جنایتی دست می ­زنند".
 به استناد به کدام مدرک این اتهام را وارد می­ کنید؟ مگر ویروس ایدز از همین آفریقای بی بند و بار سر بر نیاورد و دنیا را آلوده نکرد؟ مگر در همین کشورهای پیشرفته کسی آلوده نشد؟
فارس می­ نویسد این استاد دانشگاه تصریح می­ کند: "واردات محصولات تراریخته به برخی کشورهای اروپایی و آمریکایی ممنوع است در حالیکه یک چهارم صادرات غیرنفتی کشورمان از بخش کشاورزی است، بنابراین سوق یافتن به سمت تولید محصولات تراریخته ما را از صدور محصولات کشاورزی به بازار جهانی محروم خواهد کرد و یک تهدید بزرگ تجاری نیز هست".
بازهم سوال می کنم این آمار دقیق را از کجا آوردید؟ یک چهارم کدام درآمد نفتی درآمد نفتی فعلی یا درآمد نفتی دولت کودتایی احمدی نژاد؟ کدام بازار جهانی؟ محصولات کشاورزی آلوده ما به سموم و نهادهای شیمیایی در بازار جهانی حرف خاصی برای گفتن ندارند و اگر از صادرات پسته و زعفران بگذریم که یکی اندومیک آب و خاک خراسان است، اوضاعمان در بازار جهانی از افتضاح هم افتضاح تر است.
اما آقای شیخی سوز و گداز شما از GMo دلیلش از آنجایی منشا می گیرد که منافع دلالان تحریم و وارد کنندگان کود و سم که اتفاقاً از نزدیکان دولت کودتا هستند به خطر افتاده است. بازار فروش بذر بی کیفیت اربابانتان به خطر افتاده، اینگونه که شما دولت را بی تدبیر می نامید هر آدم نفهمی شبیه خودتان هم متوجه می شود که سوزش شما از تولید GMo نیست و درد شما مرکزش جای دیگری است. اینکه عمال احمدی نژاد شیخی را استاد معرفی می­ کنند و او را جلو  می اندازند تا این گاف بزرگ علمی را در صحبت هایش سبب شود سابقه ای طولانی دارد. اینها عوضعلی کردان فارغ التحصیل دانشگاه آکسفورد جلودار علمی شان بود و استاد نامیدن شیخی هم از همان منبع نشات گرفته است. به واردات روغنGMo  اشاره کرده اید و اعتراض دارید. سوال می­کنم آقای شیخی مگر روغن های تراریخت در دولت روحانی وارد کشور شده ­اند که حالا صدایت در آمده است؟ در دولت احمدی نژاد کجا بودید و چرا اعتراض نمی­ کردید؟ نکند از کوچه احمدی نژاد روغن می­ خریدید!
عضو سابق هیئت علمی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج جهاد کشاورزی، افزود: "امروز دشمن از هر در و پنجره ای برای حمله به کشور استفاده می‌کند که یکی از این روش‌ها ترور از طریق ارسال غذای آلوده به کشور است. جا دارد سازمان پدافند غیرعامل برای بسیاری از مدیران کم سواد دوره آموزشی بگذارد و اصلاً شرط احراز پست گذراندن همین دوره های امنیتی باشد که آموزش تشریفات سیاسی در برابر آن اصلاً ارزشی ندارد. باید محصولات وارداتی آلوده امحا شده و از ورود آنها ممانعت شود".
از مدیر کم سواد نامیدن دکتر قره­ یاضی توسط شیخی هم صحبتی نمی کنم چون کسی که معنی سواد را بداند و مصاحبه شیخی با فارس را بخواند متوجه می شود بی سواد کیست. فقط از آقای شیخی می­ خواهم لطف بفرمایید شل بودن بند شلوارشان را سیاسی نکنند. رزومه دکتر قره­ یاضی را در پیوست قرار می دهم. مگر در زمان دولت احمدی نژاد که کردان ها وزیر شدند و رییس کسی دوره آموزشی گذاشت؟ مگر خود شما با غیر از رانت به سمت رسیدید؟ بخل و کینه از بی سوادی خود و شرکا را وارد بحث علمی نکنید دوست کم سواد دلال عزیز.
در آخر باید بگویم شخصاً حمایتی از تولید محصول تراریخت در ایران ندارم و دلیلی برای رد آن هم ندارم. واقعاً در هیچ نقطه ای دنیا هنوز اثر سویی از تولید این محصولات که تعدادشان امروز به 8 محصول هم رسیده گزارش نشده است. اینکه ما نباید پژوهش روی تولید محصول تراریخت را سرکوب کنیم باید یک اصل باشد و صد البته پژوهش و کار اجرایی روی محصولات ارگانیک که سالم بی خطر و بی دردسر هستند را باید به شدت تقویت کنیم و تمام بودجه پژوهش را روی GMo ها نگذاریم. باید به این موضوع توجه داشت که اگر محصول تراریخت روزی در دنیا تایید شود، آن روز این آقایان چه پاسخی برای افکار عمومی خواهند داشت. به هر روی من دفاع از دکتر قره­­یاضی به سبب استمرار و ایستادگی به پای پژوهش را وظیفه خود می دانم و جامعه علمی ایران هم باید از ایشان در برابر اراذل و اوباش استاد­نما حمایت کنند. نباید گذاشت آزولا در مرداب احمدی نژاد و عمالش به ابزاری جهت تاختن بر پژوهشگران تبدیل شود.

پیوست: رزومه دکتر قره یاضی

web counter
Temp: BY Milad (Miloe)